انواع زنان -کهن الگوی هرا

در دومین  مقاله از سری مقالات شناخت انواع زنان بر اساس روایت خانم شینودا بولن که انواع کهن الگوهای مردانه و زنانه را بر اساس روانشناسی تحلیلی یونگی معرفی می کند ، برآنیم که کهن الگوی  هرا مبتنی بر کتاب شناخت انواع زنان از انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی بررسی کنیم .

 

کهن الگوی هرا

هرا در مقام الهه ی ازدواج مورد ستایش و ناسزاگویی قرار گرفت، همچنین او محترم  شمرده شده و تحقیر شد. او بیش از هر الهه ی دیگری ویژگیهای مثبت و منفی  برجسته داشت. همین مسئله درباره ی کهن الگوی هرا نیز صدق میکند نوعی  نیروی قدرتمند شدید در شخصیت یک زن برای لذت و درد.

 

همسر 

کهن الگوی هرا نخست و در درجه ی اول نمایانگر اشتیاق زن برای همسر بودن |  ست. یک زن با کهن الگوی قدرتمند هرا بدون داشتن یک شریک به طور بنیادین  احساس ناکامل بودن میکند او توسط نوعی غریزه ی الهه» داد به سوی ازدواج  کشیده میشود. اندوه او به خاطر نداشتن همسر میتواند به اندازه ی تجربه ی  درونی نداشتن فرزند برای زنی که قویترین میل او داشتن یک کودک است ژرف و  آزار دهنده باشد. 

من به عنوان یک روان پزشک به خوبی از رنجی که زن هرا هنگامی احساس میکند  که هیچ مرد مهمی در زندگی اش حضور ندارد آگاهم زنان بسیاری با من در اندوه  محرمانه ی خود همراه شده اند یک حقوقدان با هق هق میگفت: «من سی و نه  ساله هستم و شوهری ندارم و از این بابت بسیار شرمنده ام» یک پرستار جذاب  طلاق گرفته با سی و دو سال سن سوگوارانه میگفت احساس میکنم چاله ی  بزرگی در روحم دارم یا شاید زخمی است که هیچگاه به طور کامل بهبود نمی یابد.  خدایا من تنها و بیکس هستم به اندازه ی کافی بیرون میروم درباره ی آنها فکر  میکنم اما هیچ یک از مردانی که با آنها دیدار میکنم نمیخواهند موضوع را جدی  بگیرند.» 

هنگامی که زنی با نیازی ضروری برای همسر بودن درگیر یک رابطه ی متعهدانه  می شود بیشتر اشتیاقی که کهن الگوی هرا برای همسر بودن ایجاد نموده برآورده  میشود اما هنوز میلی اضطراری برای خود ازدواج احساس میکند. او به اعتبار  احترام و افتخاری که ازدواج به طور ضمنی برای او به ارمغان می آورد نیاز دارد  و می خواهد به عنوان خانم آقای فلانی به رسمیت شناخته شود. او نمی خواهد  صرفاً با هم زندگی کنند حتی در دوره ای که بر این توافقات داغ ننگ زده نمی شود.  بنابراین او برای اینکه این موضوع به صورت عمومی به رسمیت شناخته شود  پافشاری میکند؛ او عروسی در یک کلیسای بزرگ را به مراتب به پرواز کردن به  سوی رنو (۳۰۰) یا رفتن به تالار شهر ترجیح میدهد. 

هنگامی که هرا کهن الگوی یک عروس است ممکن است در روز عروسی خود  احساسی همچون یک الهه داشته باشد برای او در شرف وقوع بودن ازدواج انتظار  تمامیت و کمال را بر می انگیزد و او را مملو از لذت میکند او عروسی تابناک است  .

 

سرشار از هرا 

نانسی ریگان (۳۰۱) با نوی نخست فعلی کهن الگوی همسر را مجسم میکند. 

خانم ریگان روشن کرده است که همسر رونالد ریگان (۳۰۲) بودن مهمترین اولویت  او در زندگی است. هنگامی که او اهمیت ازدواج خود را شرح میدهد از طرف  همه ی زنانی سخن میگوید که به هرا در درون یک ازدواج شاد تجسم می بخشند.  تا آن جا که به من مربوط است هیچ وقت واقعاً زندگی نکردم تا زمانی که رونه را  دیدم اوه میدانم که این موضوع این روزها اقرار عامه پسندی نیست. از شما انتظار  می رود کاملاً مستقل باشید و شاید همسرتان را به عنوان چیزی مصلحتی در کنار  خود داشته باشید. ولی من جلوی شیوه ی احساسم را نمیتوانم بگیرم. رونه دلیل من  برای شاد بودن است. بدون او کاملاً بیچاره خواهم بود و هیچ هدف یا سمت و سوی  واقعی در زندگی نخواهم داشت(۲) 

فرهنگ ما فرهنگی است که تا همین اخیر در دیدگاه نانسی ریگان بازتاب یافت  ازدواج کردن هنر عمده ی یک زن به شمار میآمد حتی اکنون که اهداف تحصیلی  و شغلی با اهمیت هستند بیشتر زنان نمیتوانند از احساس تحت فشار بودن به  واسطه ی انتظارات فرهنگی برای استقرار یافتن و ازدواج کردن فرار کنند. بنابراین  کهن الگوی هرا حمایت عظیمی دریافت میکند به علاوه نوعی طرز تفکر کشتی  نوح غالب میشود از مردم انتظار میرود که مانند کفش و جوراب جفت شوند.  زنان مجرد با این نگرش به عنوان یک هنجار اجتماعی وادار میشوند احساس کنند.  که قایق نجات را از دست میدهند بنابراین کهن الگوی هرا به واسطه ی پیامدهای  منفی که در صورت عدم هماهنگی زن با هرا حاصل میشود همچنین به واسطه ی  تأیید مثبتی که در صورت همرنگی با او به دست می آورد تقویت میشود. 

شواهدی در تأیید اینکه هرا ممکن است به طور انحصاری محصول یک فرهنگ  پدر سالار نباشد - فرهنگی که از ارزش یک زن میکاهد مگر اینکه او توسط یک مرد  هر چه قدرتمندتر بهتر انتخاب شده باشد - توسط کشش مشابهی در بسیاری زنان  هم جنس باز پیشنهاد میشود بسیاری از زنان هم جنس باز همان میل به داشتن  همسر همان نیاز به وفاداری همان انتظار رخ دادن کمال و شکوفایی از طریق  شریک خود و همان میل الزام آور برای مراسم آیینی که اعلان عمومی ممزوج شدن  را فراهم می آورد احساس میکنند. مطمئناً زن هم جنس بازی که به هرا تجسم  می بخشد به فشار فرهنگی یا انتظارات خانوادگی که هر دو تمایل دارند به جای  حمایت کردن از رابطه آن را محکوم نمایند پاسخ نمی دهد. 

قابلیت تعهد 

کهن الگوی هرا قابلیت برقراری پیوند صادق و وفادار بودن تحمل کردن و سپری کردن دشواریها همراه با یک شریک را فراهم میکند. هنگامی که هرا نیروی  برانگیزنده است تعهد یک زن موقتی نیست همین که ازدواج کرد چه در شادی  و چه در غم تصمیم میگیرد که متعهد باقی بماند. 

بدون هرا زن ممکن است مجموعه ای از روابط کوتاه مدت را پشت سر بگذارد  در حالی که هنگامی که دشواریهای گریز ناپذیر پیش میآیند یا جادوی اولیه ی عاشق  شدن رنگ می بازد به سوی کس دیگری پیش میرود او ممکن است هیچگاه ازدواج  نکند و درباره ی وضعیت تجرد خود احساس کاملاً خوبی داشته باشد. یا ممکن است  با عروسی در کلیسای بزرگ و هر چیز دیگر تظاهر به ازدواج کند - در حالی که به  طور اساسی و به شیوه ی هرا نسبت به مردی که با او ازدواج کرده است پیوندی را  احساس نمی کند. 

هنگامی که زنان بدون هرا ازدواج میکنند چیزی مفقود است. اینها عین  کلماتی بودند که توسط یکی از مراجعان من ادا شد یک عکاس چهل و پنج ساله که  پیوند عمیقی را با همسرش احساس نمیکرد او گفت من او را بسیار دوست دارم  و همسر خوبی برایش بوده ام در حالی که اغلب فکر میکنم تنها زندگی کردن برایم  بیشتر مناسب خواهد بود اگر هنگامی که من آن دور و بر هستم زنها برای او  دلربایی کنند فکر میکنم گاهی اوقات برای کمک به من آنها را تشویق میکند.  او آرزو میکند که حسودی ام بشود و بعد آشفته میشود چون من ناراحت نمیشوم  به نظرم او تصور میکند که برای من فرد مهمی نیست که البته درست است. در  اعماق وجودم به هیچ وجه واقعاً همسر فداکاری نیستم اگرچه رفتار من به عنوان  یک همسر خالی از انتقاد است بد به حال هر دو آنها حتی بعد از گذشت بیست  سال از ازدواج هرا کهن الگوی فعالی در او نبود. 

ازدواج مقدس 

دو هدف از سه هدف ازدواج ارضاء نیاز درونی برای همسر بودن و شناسایی رسمی  و عمومی به عنوان زن و شوهر است. همچنین کهن الگوی ازدواج در سطح عرفانی  سوم به عنوان کوششی برای دستیابی به تمامیت از طریق یک «ازدواج مقدس» بیان  میشود. مراسم های ازدواج مذهبی که بر طبیعت مقدس ازدواج تأکید میکند و آن  را به عنوان پیوندی معنوی یا آیینی مقدس که از طریق آن زیبایی و شکوه میتواند  به جریان در آید توصیف میکند - بازآفرینیهای معاصر آیینهای مذهبی مقدس  هرا هستند. 

بینش نسبت به این جنبه ی مقدس کهن الگوی هرا برای من از تجربه مستقیم حاصل  شد. من به عنوان یک پروتستان میانه رو پرورش یافتم مراسم های مذهبی ما با هیچ  آیین مقدس یا جادویی همراه نبود آیین عشاء ربانی جشن یاد بودی بود که آب 

 

انگور ولز در آن صرف میشد. بنابراین برای من غیر منتظره و به نحو عمیقی تکان  دهنده بود که دریابم مراسم ازدواج در کلیسای جامع و زیبای سان فرانسیسکو  نوعی تجربه ی درونی مهیب و حیرت انگیز است. احساس میکردم در آیین مذهبی  قدرتمندی سهیم هستم که تقدس را احضار میکند احساس میکردم چیزی فراتر  از واقعیت روزمره را تجربه میکنم چیزی اسرار آمیز که ویژگی اختصاصی یک  تجربه ی کهن الگویی است هنگامی که سوگندهایم را از بر میخواندم احساس  میکردم در مراسم مقدسی سهیم هستم. 

هنگامی که ازدواج مقدس در رویا رخ میدهد دگرگونی شدید و مشابهی وجود  دارد. آنچه به خاطر آورده میشود جنبه ی مهیب تجربه است. مردم اغلب به منظور  تلاش برای بیان احساسشان در هنگام برقراری پیوند با شخصی که در رویاهایشان  یک شریک مقدس است استعاره های میدان الکتریکی یا انرژی را به کار میبرند. رویا  تجربه ای از تمامیت است که اتحاد درون روانی بین جنبه های مردانه و زنانه را نمادین  میکند. هنگامی که رویا بین توسط شریک مقدس خود در آغوش گرفته میشود  آمیزه ای از احساسات شهوانی سعادت و اتحاد وجود دارد رویا اسرار آمیز است  به این معنا که تأثیر عاطفی ناگفتنی پر رمز وراز و الهی بر رویا بین دارد رویا  بین لرزان و برانگیخته بیدار میشود. آن رویایی بود که برایم از آنچه در هنگام  بیدار شدن احساس کردم واقعی تر بود هیچگاه آن را فراموش نخواهم کرد. هنگامی  که او مرا محکم نگاه داشت احساس شگفت انگیزی داشتم مانند یک تجدید دیدار  اسرار آمیز بود نمیتوانم آن را توضیح دهم در عین اینکه این تجربه بسیار هیجان  انگیز بود احساسی ژرف از صلح را در برداشت این رویا یک رویداد مهم در زندگی  من بود. 

رویا بین در این تجربه کاملاً درونی از ازدواج مقدس خودش را همچون هرای کمال  یافته یا به ثمر رسیده تجربه میکند. این تجربه اغلب نوعی تأثیر تسکین دهنده بر  کشش همسر بودن و نیاز به متاهل بودن دارد. 

زن طرد شده الگوی منفی هرا 

الهه هرا خشم خود را نسبت به زئوس به خاطر خیانتهای آشکارش ابراز نکرد. 

او درد و رنجی را که هنگام طرد شدن توسط زئوس و تحقیر شدن به واسطه ی  عشقبازی های او احساس کرد در خشمی انتقام جویانه نسبت به زن دیگر یا کودکانی  که توسط زئوس به وجود آمده بودند به جریان انداخت کهن الگوی هرا زنان را  مستعد میکند تا سرزنش را از همسرشان - یا کسی که از نظر عاطفی به او وابسته  هستند - بر دیگران جابجا کنند و زنان هرا به جای اینکه با افسردگی که الگوی بارز  دیمیتر و پرسه فونه است نسبت به فقدان و درد پاسخ دهند با خشم و فعالیت 

 

واکنش نشان میدهند در کار تحلیلی ام دریافته ام انتقام جویی نوعی تردستی ذهنی  است که موجب میشود زن هرا به جای احساس طرد شدن احساس قدرتمندی کند.  جين هریس (۳۰۳) تجسم کنونی هرای طرد شده است. این مدیره ی متکبر  مدرسه ی انحصاری مادیرا (۳۰۴) به قتل عاشق دیرینه اش دکتر هر من تارنور (۳۰۵)  توسعه دهنده ی برنامه غذایی اسکارس دیل (۳۰۶) محکوم شد. هریس مشهور بود که  به خاطر اولویتی که تارنور نسبت به یک رقیب عشقی جوان تر قائل بود که به باور  هریس از نژاد تحصیلات و طبقه ی اجتماعی پایین تری نسبت به او برخوردار بود  خشمی حسادت آمیز دارد. او پس از اینکه خشم خامش نسبت به زنان دیگر در یک  نامه ی بلند بالا خطاب به تار نور دقیقاً قبل از مرگش آشکار شد به قتل محکوم شد.  او نوشت 

تو با اهمیت ترین چیز در زندگیم بوده ای با اهمیت ترین انسان در زندگی من و  این باور هیچگاه تغییر نخواهد کرد تو مرا با تهدید به از خود راندن - یک تهدید  آسان که میدانی با آن نمیتوانم زندگی کنم تحت کنترل خود میگیری - و بنابراین من  تنها درخانه میمانم در حالی که با کسی که تقریباً به تمامی مرا نابود کرده عشقبازی  میکنی و من آشکارا دوباره و دوباره تحقیر شده ام (۳). 

هریس بر خلاف دستاوردها و اعتبارش متقاعد بود که بدون تارنر بی ارزش است.  او با اطمینان بر آن بود که قتل تصادفی بوده است. همان طور که در مورد هرا گفته  شده که هیچگاه زئوس را جوابگوی روابط نامشروع به حساب نمی آورد این عبارت  به درستی برای هریس که نمیتوانست زندگی بدون او را تصور کند میتواند درست  باشد. 

پرورش دادن هرا 

نیاز به اینکه بیشتر شبیه هرا باشند برای برخی زنان همچون نوعی درک ناگهانی  در اوایل میان سالی رخ میدهد تا آن زمان آنها زنجیره ای از روابط را داشته یا آن  قدر بر حرفه شان متمرکز بوده اند که ازدواج برایشان یک اولویت نبوده است. تا  این مرحله آنها به طبیعت آفرودیت برای حرکت از رابطه ای به رابطه ی دیگر یا  تمایل پرسه فونه برای خودداری از برقراری تعهد یا تمرکز آرتمیس و آتنا بر دستیابی  به اهداف اعتنا کرده اند. یا اینکه الهه ها مقاصد مخالفی را دنبال کرده اند و میل هرا  برای همسر بودن به واسطه ی انتخابی که زن در مورد مردان انجام داده انتخابی  متأثر از الهه های دیگر عقیم شده است. 

هنگامی که غریزه ی برقراری پیوند به عنوان یک همسر قوی نیست باید به طور  آگاهانه پرورش یابد. این مهم به طور معمول تنها زمانی ممکن است که زن نیاز به  برقراری تعهد را درک نموده و قصد حفظ آن را داشته باشد و هنگامی که برای او  فرصتی وجود دارد برای انجام آن اقدام کند اگر او به مردی عشق می ورزد که  آن مرد به وفاداری وی نیاز داشته یا خواستار آن است باید از بین تک همسری یا  او یکی را انتخاب کند او باید برای تحت کنترل در آوردن بی بند و باری جنسی  آفرودیت یا استقلال آرتمیس تصمیم بگیرد و به هرا توجه کند. تصمیم آگاهانه برای  همسر هراگونه بودن میتواند پیوند زن را با کهن الگو تقویت نماید. 

اگر درگیری با مردان ازدواج نکرده زن را از همسر شدن باز میدارد او باید از  آن نوع مردانی که مجذوب آنها شده است و نیز رفتاری که از آنها دریافت  می کند، سرخورده و مایوس شود. او همچنین باید نگرش خود را نسبت به مردانی  که ارزشهای سنتی دارند از نو ارزیابی کند زیرا ممکن است مورد غرض ورزی آن  مردهایی که به واقع مرد هستند و میخواهند ازدواج کرده و خانواده داشته باشند  واقع شده باشد. 

هنگامی که تصویر ذهنی او از یک مرد مطلوب برای تطبیق یافتن با آن نوع مردی  که میتواند تعهد برقرار کند تغییر یابد آنگاه برآورده نمودن میل هرا برای همسر  بودن میتواند امکان پذیر باشد. 

زن هرا 

هرای عصر جدید به آسانی قابل شناسایی است هنگامی که عروس تابناک به  سوی داماد منتظر خود از راهرو پایین میرود هرای شادی است که تحقق خود  را پیش بینی میکند او به عنوان زن خیانت دیده ای که در می یابد شوهرش یک  رابطه ی عاشقانه دارد و بر زن دیگر خشم میگیرد هرای ستیزه جو است. زن هرا  توسط زنان بی شماری مجسم میشود که «خانم» بوده اند - به طور نوعی پیش از  ازدواج یا حداقل تا دوران نامزدی باکره بوده سپس چندین دهه همسری وفادار  بوده اند تا زمانی که بیوه ای میشوند که با تامین اجتماعی به زندگی ادامه میدهند.  زن هرا از اینکه شوهرش را در مرکز زندگی خود قرار دهد لذت میبرد. همه  میدانند که شوهر او در درجه ی نخست جای دارد فرزندان هرا به خوبی به نظام  دنیای او پی میبرند بهترین چیز برای همسر او کنار گذاشته میشود. دیگران نیز به  سرعت متوجه میشوند. 

بسیاری از زنانی که از سنخ هرا هستند از نوعی متانت برخوردارند و توسط همه به  عنوان به تمام معنا متاهل ملاحظه میشوند و بسیاری زنان دیگر از هرا به عنوان  یکی از چند جنبه ی شخصیت خود برخوردارند. در ظاهر ممکن است به نظر نرسد  که زن هرا باشند اما هنگامی که درباره ی هرا چیزهایی می آموزند در می یابند که او  یک صورت درونی بسیار آشناست. 

 

سالهای نخستین 

در چهار یا پنج سالگی ممکن است هرای خردسال در حال خاله بازی دیده شود .  در حالی که به همبازیش در را نشان میدهد میگوید تو بابا باش و برو سرکار»  او که مانند یک آدم بزرگ این سو و آن سو میدود جارو میزند و شامی از سالاد  علف و سبزه و کلوچه های گلی روی میز میگذارد مهمترین بخش یک روز هرا را  پیش بینی میکند که زمانی است که شوهرش به خانه می آید و برای صرف شام  مینشیند. در مقابل دیمیتر خردسال که برای او مامان شدن رویداد مهم است  عروسکش را در یک کالسکه میگرداند و چندین ساعت به لباس پوشاندن و غذا  دادن نوزاد خود در تخت خواب میپردازد .

اما در شش یا هفت سالگی وقتی دختر و پسر در گروههای بازی خودشان از هم  جدا میشوند و بیشتر دختر بچه ها فکر میکنند که اغلب پسر بچه ها شلوغ کار و  کثیف» هستند پیدا کردن پسرها برای خاله بازی تقریباً غیر ممکن است. برخی  جفت شدن ها تک و توک حتی در پایه ی اول اتفاق می افتد اما اغلب تجربه ی کوتاه  بعدی هرا بعدها هنگامی رخ میدهد که بچه ها با هم دوست میشوند  .

والدين 

والدین هرا کرونوس و رئا بودند - یک پدر سرد و بی احساس که فرزندانش را بلعید  و توسط این احتمال که یکی از آنها او را سرنگون خواهد کرد تهدید شده بود و یک  مادر ضعیف که نمی توانست فرزندانش را از او محافظت نماید. کرونوس ورثا برای  ما تصویری منفی و اغراق آمیز از یک ازدواج پدر سالارانه فراهم میکنند شوهر یک  مرد نیرومند و مسلط است که رقابت از سوی فرزندانش را تاب نخواهد آورد یا به  همسرش اجازه نخواهد داد که هیچ دلبستگی تازه ای داشته باشد. همسر منفعلانه با  راز نگهداری از او و به کار بردن نیرنگ و فریب در برابر او مقاومت میکند. از میان  خواهر و برادرهای بلعیده شده ی خود هرا تنها کسی بود که دو دسته پدر و مادر  داشت. او به محض اینکه از پدرش خلاص شد در شرایطی با صفا و بی پیرایه با دو  خدای طبیعت که والدین رضاعی او بودند پرورش یافت. 

درونمایه ی دو گروه والدین - یا دو الگوی ازدواج - برای بسیاری از زنان هرا آشناست.  در میان خانواده ای که وضعیت آن پایین تر از موقعیت آرمانی است به طوری که  فرزندان دیگر را نسبت به ازدواج بدبین و بدگمان میکند هرای جوان به یک تصویر  آرمانی از ازدواج وفادار است و آن را به عنوان راهی برای خارج شدن از شرایط  بد خانوادگی جستجو میکند در شرایط بهتر دختر هرا در ازدواج پایدار والدین خود  آنچه را که برای خودش میخواهد میبیند. 

نوجوانی و اوایل بزرگسالی 

اگر هرای نوجوان در یک رابطه ی استوار باشد بسیار خرسند خواهد بود. او  دختری است که با افتخار حلقه ی دوست پسر خود را روی یک زنجیر برگردن  می آویزد درباره ی یک عروسی بزرگ خیالبافی میکند و با نوشتن «خانم باب  اسمیت (۳۰۷)»، «خانم رابرت اسمیت (۳۰۸)»، «خانم رابرت ادوین اسمیت (۳۰۹) در  دفترش به امتحان کردن نام او مداومت میکند. 

برخوردار بودن از نوعی ثبات برای او بسیار مهم احساس میشود. اگر در یک  دبیرستان برون شهری ثروتمند و حساس به پایگاه اجتماعی افراد حاضر شود آنگاه  این مسئله که دوست پسر او کیست - مبصر کلاس بازیکن فوتبال تیم اصلی مدرسه  یا عضو باشگاه داخلی اهمیت خواهد داشت. اگر به یک مدرسه ی درون شهری  می رود، آنچه تشکیل دهنده ی مقام و موقعیت است ممکن است تفاوت داشته  باشد اما الگو یکسان است. او در پی آن است تا با یک مرد جوان با موقعیت بالا  جفت شود و آرزومند امنیت عاطفی است که از رابطه حاصل میشود. یکبار که  او نیمه ای از یک جفت شد قرار ملاقات و مهمانیهای دو نفره ترتیب میدهد  در حالی که از عرش المپی هرای خود به فانیان جفت نشده نگاه میکند. همین الگو  در سراسر دوران دانشکده و بعد از آن حفظ میشود. 

برخی زنان هرا در دوران دبیرستان یا درست بعد از آن ازدواج میکنند برای اینکه  تا آنجا که ممکن است زود به «خاله بازی بپردازند اما بیشتر داستانهای عاشقانه ی  دبیرستان شکست میخوردند و پایان این نخستین رابطه ی جدی به طور معمول  نخستین زخم عاطفی جدی برای زنان هرای جوان نیز هست. 

هرا به دانشکده به عنوان فرصت و مکانی برای یافتن همسر نگاه میکند. اگر  باهوش و توانا باشد تنها برای نا امید کردن آموزگارانی که فرض میکردند او  توانایی اش را جدی میگیرد اغلب در دانشکده خوب عمل میکند برای یک زن هرا  تحصيلات في نفسه مهم نیست تنها ممکن است بخشی از سابقه ی اجتماعی مورد  انتظار او باشد. 

از آنجا که او به خاطر ازدواج به دانشکده آمده اگر سرو کله ی یک شوهر پیدا  نشود، اضطراب او با گذشت زمان بالا میگیرد هنگامی که در اواسط دهه ی  پنجاه دانشجو بودم زنان هرای سنجاق نشده ای را به یاد می آورم که به عنوان  دانشجویان سال سوم روز به روز نگران تر میشدند و در مقام ارشدهای نامزد  نکرده در حالی که با خودشان فکر میکردند محکومند تا پیر دختر شوند حال و  هوایی از بیچارگی داشتند سوالهای بی موقع بستگان که میپرسیدند «کی میخواهی  ازدواج کنی؟ بیش از حد دردناک بودند زیرا زن هرای مجرد دچار احساس نوعی  پوچی درونی و فقدان معناست که با انتظارات افراد دیگری که آنها نیز بر ازدواج  تأکید میکنند بزرگنمایی میشود. 

دقیقاً مانند رفتن به دانشکده کار برای زن هرا جنبه ی فرعی زندگی است. هنگامی  که هرا نیروی قوی در روان یک زن است تحصیلات شغل حرفه یا عنوان او هر چه  باشد کار او به جای آنکه بخش مهمی از کیستی او باشد فقط چیزی است که آن را  انجام میدهد. 

زن هرا ممکن است در آنچه انجام میدهد بسیار خوب ظاهر شود و ممکن است  به شهرت و پیشرفت دست یابد به هر حال در صورتی که ازدواج نکرده باشد به  نظر نمی رسد که هیچ یک از اینها برای او چندان به حساب بیاید. با مقیاسی که او  حساب میکند صرف نظر از موفقیت هایش از دید خودش باخته است. 

الهه های دیگر به طور معمول در زنی که در دنیای کار خوب عمل میکند حضور  دارند. در حالی که اگر هرا الگوی سرکوب شده باشد زن احساس نمی کند که کار او از  اهمیت زیادی برخوردار است. اگر ازدواج کرده باشد حرفه ی او طبیعتاً از حرفه ی  شوهرش تبعیت خواهد کرد و ساعتهای کاری و فرصتهای خود را برای کمک با  نیازهای او وفق خواهد داد تنها در ظاهر چنان به نظر خواهد رسید که زن هرا در  ازدواجی که هر دو نفر شاغلند قرار دارد اما در واقع ،ازدواج، شغل واقعی اوست. 

در این روزگار که زن و شوهر هر دو شاغلند و اغلب دو چک حقوق مورد نیاز  است بسیاری از همسران شاغل زنان هرا هستند اگرچه زن هرا همواره می گوید  هر کجا بروی من نیز خواهم رفت. او یک جدایی جغرافیایی موقت را که خودش  یا دیگری برای با هم بودن در آخر هفته ها رفت و آمد میکنند پیشنهاد نخواهد  کرد و بر این که حرفه اش دقیقاً به اندازه ی حرفه ی همسرش با اهمیت است پا  فشاری نخواهد داشت. بدین منظور الهه ی دیگری باید ایفای نقش کند. 

رابطه با زنان 

          سکه های بی ارزش 

زن هرا به طور معمول اهمیت چندانی برای دوستی با زنان دیگر قائل نیست و  عموماً از بهترین دوست برخوردار نیست او بودن با شوهرش و انجام کارها با او را  ترجیح میدهد. اگر دوستی نزدیک و دیرپایی با یک زن داشته باشد، الهه های دیگر  عهده دار آن هستند. 

اگر مجرد باشد احساس میکند دیدار با مردان شایسته از اهمیت نخست برخوردار  است. او ممکن است با زن دیگری جفت شود تا با او به مکانهایی برود که یک زن  به تنهایی در آنجا راحت نخواهد بود مانند بار اما یک مرتبه که در یک رابطه ی  پایدار قرار گیرد برای دوستان مجرد خود فرصت کمی دارد و به طور معمول آنها را  رها می کند. 

زن هرا به طور طبیعی یک رسم اجتماعی متداول در بین برخی زنان را حفظ  میکند و اگر توسط یک مرد برای بیرون رفتن دعوت شده باشد برنامه های از پیش  تدارک دیده شده برای دیدن دوستان زن را لغو میکند یکبار که ازدواج کرد این  وضعیت به لغو کردن دوستی با زنان گسترش می یابد. 

زن هرای متاهل همچون نیمه ای از یک جفت به زنان متاهل دیگر مربوط است.  خواه اگر شوهر او ذره ای توجه به زنان مجرد نشان دهد پی ببرد که آنها به طور  بالقوه تهدید کننده هستند یا آنها را صرفاً به عنوان زنانی بدون مرد به حساب  نیاورد. بعد از ازدواج او تقریباً تمام معاشرتهای اجتماعی را به عنوان نیمه ای از  یک جفت انجام میدهد. هنگامی که زن هرای متاهل با زنان دیگر کارها را انجام  میدهد فعالیت او به طور مشخصی به فعالیت یا حرفه ی شوهرش وابسته است.  امداد رسانهای زن این فعالیت را نهادینه میکنند در چنین سازمانهایی به  طور معمول موقعیت شوهر موقعیت انتخابی همسرش را تعیین میکند. در رای  گیری برای انتخاب متصدیان چنین سازمانی زنان هرا به ناچار شوهر زن را در نظر  می گیرند. 

برای زن هرا هنگامی که تماس با زنان دیگر در بافت زوجها ایجاد میشود پیوند  بین زنان اغلب بیشتر شبیه نوعی پیمان دوستانه است تا یک دوستی خصوصی  بنابراین زن هرا به آسانی «دوست» طلاق گرفته یا بیوه ی خود را هنگامی که او  دیگر متاهل نیست اغلب بعد از سالها معاشرتهای فراوان رها میکند. زنان هرا  با تقویت کردن عقیده ی درونی خود مبنی بر اینکه یک زن بدون شوهر هیچ چیز  نیست یکدیگر را رها میکنند بسیاری از بیوه های گوشت تلخ و تندخو به سوی  فضایی شادتر حرکت کرده اند نه به خاطر نوع فضا بلکه به علت خشم و تکبر  ناشی از دریافتن اینکه دیگر حمایتی برای آنها در دایره ی دوستان نزدیک پیشینشان  وجود ندارد. 

رابطه با مردان چشم داشت شکوفایی 

هنگامی که الهه هرا در پرستشگاههای یونانی ستایش میشد و ازدواج زئوس و هرا  به طور آیینی به نمایش در میآمد زئوس زئوس تلئیوس (۳۱۰) نامیده میشد به  معنای «زئوس به انجام رساننده زن هرای کنونی از شوهر این چشم داشت کهن الگویی را دارد که او را شکوفا خواهد نمود. 

زن هرا به سوی یک مرد شایسته و موفق کشیده میشود - تعریفی که به طور  معمول به طبقه ی اجتماعی و خانواده ی او بستگی دارد هنرمندان گرسنه شاعران  حساس و پژوهشگران نابغه به او تعلق ندارند زنان هرا فریفته ی مردانی که برای  هنر یا اصول سیاسی خود رنج می کشند نمی شوند. 

اگرچه گاهی زنان هرا به ویژه برای وصلتی که خود هرا به دست می آورد مستعد  به نظر می رسند. زئوس پیش از آنکه خود را به صورت خدای خدایان آشکار کند  ابتدا با تبدیل کردن خودش به پرنده ای لرزان به هرا نزدیک شد. اغلب زن هرا با  چنین ترکیبی از یک آفریده ی کوچک ناتوان با نیاز به گرما که او فراهم میکند  و یک مرد قوی بزرگ ازدواج میکند بسیاری از مردانی که در جهان بسیار موفق  هستند اغلب مانند زئوس یک عنصر پسر بچه ی جذاب و از نظر عاطفی نارس با  خود دارند که در هنگامی که با قدرتی که زن هرا آن را بسیار جذاب می یابد ترکیب  شود میتواند او را تحت تأثیر قرار دهد. مرد ممکن است دوستان نزدیک نداشته  باشد ممکن است از اندوه محرمانه ی دیگران با خبر نبوده نباشد و ممکن است  ظرفیت همدلی را در خود پرورش نداده باشد. 

عدم بلوغ عاطفی مرد همچنین عهده دار جستجوی تنوع به جای ژرفا در ارتباط با  زنان و تمایل بعدی او برای داشتن روابط عاشقانه نیز هست که زن هرا نمی تواند آن  را تحمل کند او ممکن است تاجری باشد که زمانی که برای تجارت به بیرون شهر  می رود از توقف های یک شبه ی دلپذیر لذت میبرد او از احساس غلبه و هیجان  رابطه ی جنسی برای بار اول با یک زن جدید لذت میبرد در حالی که تصور میکند  آنچه همسرش از آن خبر ندارد او را آزار نخواهد داد. او از گفتگو کردن درباره ی  رابطه یا روبه رو شدن با رفتارش بیزار است بنابراین زن هرا از هر دو اجتناب  می کند. 

اگر زن هرا با مردی ازدواج کند که مانند زئوس به یک زنباز دروغگو تبدیل شود و  اگر به حرف او اعتماد کند که به نسبت مشخصه ی زنان هرایی است که میخواهند  دوباره اطمینان خاطر پیدا کنند - آنگاه بارها و بارها رنجیده خاطر خواهد شد.  بسیاری از زنان هرا ناتوانند زیرا در ارزیابی منش زیربنایی یا درک الگوهای رفتار  دچار مشکل هستند چنین زنانی هنگام برآوردن کردن آدم ها به جای امکانات  بالقوه ظاهر را در نظر میگیرند مانند نگاه کردن به یک خانه ی فروشی و صرفاً  دیدن آنچه که وجود دارد نه آنچه که پیشتر بوده و آنچه که میتواند بشود.  سرانجام رنج و ناامیدی زن هرا با اختلاف بین چشمداشت کهن الگویی از شکوفایی  و واقعیت موجود متناسب هستند و این شکاف ممکن است بسیار زیاد باشد. 

 

تمایلات جنسی 

زن هرا می پندارد که تمایلات جنسی و ازدواج با هم روی میدهند. بنابراین ممکن  است تا زمانی که نامزد کرده یا ازدواج کند باکره باقی مانده باشد. او که پیش از  ازدواج بی تجربه بوده برای اینکه از نظر جنسی برانگیخته شود به شوهرش وابسته  است. اگر شوهر او چنین نکند با این حال به عنوان بخشی از نقش همسری که به  طور عمیق آن را درک میکند آمیزش جنسی منظمی خواهد داشت. ایده ی رابطه ی  جنسی حاکی از وظیفه شناسی احتمالاً نخستین بار از طرف زنان هرا مطرح شد.  غیر معمول نیست که زن هرا در آغاز ازدواج خود به مرحله ی ارگاسم نرسد. اینکه  این وضعیت در طی سالها بدون تغییر باقی بماند یا نه بستگی به این دارد که کهن  الگوی آفرودیت در ازدواج فعال باشد یا خیر. 

ازدواج 

زن هرا روز عروسی خود را با اهمیت ترین روز در زندگیش میداند. در آن روز یک  نام جدید دریافت میکند او هرگز نام خودش را حفظ نمی کند و اکیداً آن را نام  دوشیزگی خود در نظر میگیرد. او اکنون تبدیل به همسر می شود و این موضوع  کششی را برآورده میکند که از زمانی که به یاد می آورد در خود احساس کرده است.  آمریکای لاتین محیطی است که در آن بسیاری از زنان هرا شکوفا میشوند. زن و  شوهرها آخر هفته ها و تعطیلات را با هم میگذرانند شوهر خانه را برای کار ترک  میکند و در زمان معینی برای شام باز میگردد دوستان او مردانی هستند که ممکن  است با آنها وقت بگذراند. او به همسر خود احترام میگذارد از او انتظار دارد که  به عنوان یک همسر کارش را خوب انجام دهد و چنین میپندارد که برای تمام عمر  ازدواج کرده است کار روزمره با هم بودن در زندگی اجتماعی شان و نقشهایی که  هر یک بر آن اصرار می ورزند به استواری ازدواج و رضایتی که ازدواج برای زن هرا  فراهم میکند کمک میکنند. 

زندگی مشارکت آمیز زمینه ی دیگری است که میتواند برای زن هرا مناسب باشد. او  می تواند همراه با شوهرش از نردبان شرکت بالا برود از نظر جغرافیایی جابجا شود  یا به مرحله ی دیگری صعود کند و به آسانی آنهایی را که ترقی شان خیلی سریع  نبوده پشت سر بگذارد. از آنجایی که پیوند با شوهرش برای او بزرگترین سرچشمه ی  معناست و از آنجایی که روابط او با دیگران ضعیف است برای او آسان است  تا با همسرش نقل مکان کند در مقابل زنانی که از پیوندهای دوستی نیرومندی  برخوردارند با هر جابجایی از فقدان یا تنهایی رنج میکشند مانند آن زنانی که کار  خودشان برایشان با اهمیت است و باید با هر جابجایی از نو شروع کنند. 

حالت شادی زن هرا به از خودگذشتگی شوهرش برای او اهمیتی که او برای ازدواج  قائل است و قدردانی او از زن هرا به عنوان همسرش بستگی دارد. اما او به سوی  مردان موفق کشیده میشود که بسیاری از آنها به این دلیل موفق هستند که خود  را وقف کار نموده یا با شغل خود ازدواج کرده اند بنابراین زن هرا ممکن است  دریابد که علی رغم متاهل بودن شاد نیست حتی اگر خیانت جنسی هرگز رخ ندهد.  هنگامی که ازدواج برای شوهر زن هرا اهمیت چندانی ندارد ممکن است برای او نیز  کامبخش نباشد. 

شوهر زئوس گونه ی معاصر اغلب ازدواج را اساساً به عنوان بخشی از نمای اجتماعی  خود به کار میگیرد. او با زنی از پایگاه اجتماعی خودش یا پایگاه اجتماعی بالاتر  ازدواج کرده است و هر گاه ایجاب کند میتواند در حالی که او را در کنار خود دارد  همراه با او ظاهر شود این توافق ممکن است برای مرد یک ازدواج سود گرایانه و  برای زن یک فاجعه ی شخصی باشد اگر هر کهن الگوی دیگری در او غالب باشد  ممکن است بتواند ازدواجی را بپذیرد که تنها صورتی دارد، بدون آنکه محتوای  چندانی داشته باشد. اما زن هرا از فقدان درگیری او با خودش رنجیده خاطر میشود.  همسر او بیشتر اوقات با علایق دیگری که اغلب با قدرت سروکار دارد سرگرم است  مانند معاملات تجاری و پیمانهای سیاسی و دل مشغولیهای اساسی خود را با او  در میان نمیگذارد در نتیجه او در اعماق وجود خود نوعی خلاء عاطفی را احساس  می کند. 

او ممکن است کوشش کند تا این احساس پوچی را با طوفانی از فعالیتهای  اجتماعی به منظور نشان دادن یک تصویر عمومی از زوجی کامل جبران کرده یا  پنهان نماید این تصویر با شماری از زوجهایی با موقعیت برتر اجتماعی متناسب  است که در رویدادهایی مانند افتتاح کردن شب اپرا یا رقص کوتیلیون برای کمک  به امور خیریه ی بیمارستان خودی نشان میدهند اما با هم بودن که آنها را در ملا  عام مشخص میکند در خلوت آنها مفقود است. البته این ازدواج های سودگرایانه  به هیچ طبقه ی ویژه ای محدود نیستند و در همه ی سطوح اجتماعی میتوانند دیده  شود. 

زن هرا صرف نظر از نارضایتی از ازدواج خود کمتر از انواع الهه های دیگر احتمال  دارد که در پی طلاق باشد مانند الهه هرا که مورد اهانت و بدرفتاری واقع شد زن  هرا میتواند رفتار بد را تحمل کند او متاهل بودن را در بطن وجود خود احساس  میکند برای او طلاق - حتی وقتی برای خودش اتفاق میافتد غیر قابل تصور است.  اگر شوهرش بخواهد او را به خاطر کس دیگری ترک کند و با او نیز این موضوع  را در میان بگذارد زن هرا به طور عمیقی در برابر شنیدن آنچه شوهرش میگوید  مقاومت میکند. ازدواج برای او یک تجربه ی کهن الگویی است او در ذهن خود  همواره یک همسر خواهد بود حتی بعد از اینکه جدایی رخ دهد، زن هرا ممکن  است هنوز درباره ی خودش به عنوان یک زن شوهر دار بیندیشد و هر بار که به یاد  می آورد یک زن متاهل نیست ممکن است از نو رنج بکشد. این واکنش مشکلاتی را  برای دیگران ایجاد کرده و برای خودش درد و رنج می آفریند. 

او ممکن است اوقات بسیاری را همراه با نشانه های بیماری روانی صرف دست و  پنجه نرم کردن با دشواریهایی نماید که حتی بعد از اینکه ازدواج پایان یافته است  میتواند در نفوذ کهن الگو واری که ازدواج یا هرا بر یک زن دارد ریشه داشته  باشد. در تجربه ی خود تأثیر هرا را بر افراد بسیار دل نگران و مضطرب دیده ام به  طور مثال مراجع ممکن است یک زن هرای مطلقه باشد که احساس میکند هنوز  یک همسر قانونی است یا مراجع ممکن است شوهر سابقی باشد که احساس  میکند به واسطه ی تله فنهای روزانه ی همسر سابقش به ستوه آمده است. یا ممکن  است یک همسر جدید رنجیده خاطر باشد که از دخالت همسر سابق شوهرش در  زندگی دو نفره شان خشمگین است یا اگر همسر سابق اصرار داشته باشد که روی  صورت حسابها و اسناد دیگر از نام شوهر سابق خود استفاده کند گیج و سردرگم  می شود. 

فرزندان 

زن هرا به طور معمول فرزندانی دارد زیرا این عمل بخشی از وظیفه ی همسر بودن  است. اگرچه او چندان از غریزه ی مادری برخوردار نیست مگر اینکه دیمیتر نیز یک  کهن الگوی با اهمیت باشد. او از انجام کارها با فرزندانش لذت نمی برد مگر اینکه  آرتمیس یا آتنا نیز حاضر باشند. 

اگر زن هرا فرزندانی داشته باشد و نتواند نوعی پیوند کهن الگویی مادر - فرزند را  تشکیل دهد فرزندانش شکست او را به منزله ی فقدان عشق و محافظت احساس  خواهند کرد. 

حتی اگر او همسر و مادری تمام وقت باشد و از نظر فیزیکی بسیار زیاد در  زندگیشان حضور داشته باشد آنها نوعی فقدان صمیمیت را احساس نموده و تا  اندازه ای حس میکنند که از نظر عاطفی رها شده اند. 

هنگامی که زن هرا باید از بین شوهر و فرزندانش یکی را انتخاب کند به طور  معمول بهترین منافع فرزندانش را برای حفظ شوهرش قربانی خواهد کرد. اغلب در  کارم بزرگسالانی را میبینم که در خانواده هایی با ساختار سنتی پرورش یافته اند  که پدر سرپرست خانواده نان آور و فرمانروای مستبد کوچکی بوده است. چنین  مراجعانی مادر را زنی حمایت گر و پرورش دهنده تجربه کرده بودند اما او هیچگاه  به عنوان سپری بین شوهر و فرزندانش عمل نکرده بود فرزندان همیشه در مواجهه  با پدرشان تنها بودند اهمیتی نداشت که او چقدر نامعقول و دور از دسترس میشد.  چنین مراجعانی در ابتدای تحلیل شان همچنانکه پاره های دردناکی از کودکیشان  را به خاطر می آورند احساس میکنند که دشواری با پدر در درجه ی اول قرار دارد.  گاهی احساس میکنند نیاز دارند که در زمان حال با پدرشان رو به رو شوند و در  صورت امکان برای رویدادهای گذشته قدری از او اقرار گرفته و او را وادار به پوزش  نمایند. در این مرحله نقشی که توسط مادران آنها ایفا شده وارد آگاهی میشود.  یکی از مراجعانم زنی حرفه ای در اواخر دهه ی سی عمر خود که سراسر دوره ی  نوجوانی خود با پدرش کشمکش داشت گفت هیچ یک از کارهایی که تاکنون  انجام داده ام به نظر او به اندازه ی کافی خوب نبود از نظر او من یا دیوانه بودم که  به آن کار فکر میکردم یا برای انجام آن بسیار بی کفایت بودم - «آن» کار هر چه  بود او مرا خوار کرده بود او آنچه را که برایم اهمیت داشت به باد تمسخر می گرفت  و حتی چندین بار آنچه را که برایم ارزش داشت نابود کرد. این مراجع اکنون از  پدرش به خاطر دستاوردهای خود اندکی اقرار میخواست او از مدارک حرفه ای و  شغل برخوردار بود. همچنین میخواست بگذارد تا او بداند که رفتارش چقدر مخرب  بوده است. 

یک روز او پدر و مادرش را که همواره با هم بودند فرا خواند. طبق معمول آنها  روی خطوط فرعی جداگانه ی تلفن بودند او به یاد نداشت که هرگز با یکی بدون  دیگری گفتگو کرده باشد او به ویژه میگفت چیز مهمی دارد تا به او بگوید  و اینکه از پدر خود میخواست تا بدون اینکه کلامش را قطع کند حرفهای او را  بشنود. او بدون اینکه ناراحت یا خشمگین شود گله های گذشته ی خود را به تفصیل  بیان کرد. پدرش او را با انجام آنچه وی خواسته بود یعنی به سادگی گوش کردن  شگفت زده کرد. اگرچه مادرش طوری واکنش نشان داد که گویی دختر بد زبانی  می کند: «تو اصلاً حق نداری که با پدرت این طور صحبت کنی هنگامی که مادر  این طور مداخله کرد بینشی را در دخترش نسبت به نقشی که تمام مدت ایفا کرده  بود ایجاد نمود. 

واکنش مادر خصوصیت بارز هرا بود وفاداری او در جهت همسرش بود. یک بچه  چطور جرات میکند رو به روی او بایستد او زئوس است فرمانروای مطلق چطور  یک بچه جرات میکند احساس بدی در او ایجاد کند او بسیار آسیب پذیر است  همان طور که پرنده ی لرزان و محتاج به گرما و محافظت هرا چنین بود. 

سالهای میانی   اینکه سالهای میانی عمر زن هرا کامبخش باشند بستگی به این دارد که زن هرا  ازدواج کرده باشد و اگر آری با چه کسی این سالها برای زنان هرایی که در  ازدواجی استوار با مردانی قرار دارند که به اندازه ای از موفقیت و موقعیت دست  می یابند و از همسران خود قدردانی میکنند بهترین سالها هستند. در مقابل زن  هرای ازدواج نکرده طلاق گرفته یا بیوه احساس نگون بختی میکند. 

در میان سالی ازدواج ها اغلب دستخوش فشار روانی میشوند و زن هرا به طور  معمول به خوبی آن را مهار نمیکند. هنگامی که ازدواج زن هرا در مخمصه قرار  دارد او اغلب شرایط را با انحصارگری و حسادت خود بدتر میکند. اگر برای نخستین  بار در زندگی متاهلی خود به اهمیت زن دیگری پی برده یا به آن مظنون شود، نوعی  انتقام جویی که پیشتر هرگز دیده نشده ممکن است با همه زشتی خود پدیدار  شود و بعدها ازدواجی را که برای او بسیار مهم است به مخاطره بیندازد. 

سالهای پایانی 

برای زن هرا که از هرای دوشیزه به سوی هرای کمال یافته پیش رفت تبدیل شدن  به هرای بیوه دشوارترین دوره ی زندگی است. میلیونها زن که از شوهران خود بیشتر  عمر میکنند در این موقعیت هستند در جریان بیوه شدن زنان هرا نه تنها شوهران  خود را از دست میدهند نقش همسری خود را نیز که در آنها هویت و احساس  معنادار بودن را ایجاد میکرد از دست میدهند آنها احساس ناچیز بودن میکنند.  زن هرایی که دیگر جنبه های وجود خود را پرورش نداده است خودش ممکن است  در مرگ همسرش سرگردان و تنها از سوگواری به سوی نوعی افسردگی مزمن پیش  برود. این واکنش پیامد کنش و نگرش محدود گذشته ی اوست. زن هرایی که همواره  شوهر خود را در درجه ی نخست قرار داده به طور معمول به صورت ویژه ای به  فرزندان خود نزدیک نیست او که زندگی اجتماعی خود را با انجام دادن همه چیز  به عنوان عضوی از یک جفت وفق داده است دوستان خوبی ندارد و همان طور که  پیشتر اشاره شد ممکن است احساس کند که از دایره ی اجتماعی اش طرد شده است.  درست همان گونه که خود او تمایل داشت تا زنان مجرد دیگر را طرد کند. 

کیفیت زندگی هرای بیوه اکنون به حضور الهه های دیگر و اینکه از نظر مالی چقدر  خوب برای این وضعیت مجهز شده باشد بستگی دارد برخی زنان هرا هرگز از سوگ  فقدان شوهران خود بهبود نمی یابند. 

زنان هرای سعادتمندی که با شوهران خود وارد سنین پیری میشوند، سالروز ازدواج  طلایی شان را با هم جشن میگیرند آنها در میان زنان خوشبخت هستند و قادر  بوده اند کهن الگوی ویژه ای را که به زندگیشان معنا داده تحقق بخشند. 

دشواریهای روان شناختی 

هرا تأثیر انکار ناپذیری در زندگی بسیاری از زنان دارد برخی الهه های دیگر هنگامی  که به طور مثبت در زندگی آشکار شوند ممکن است کمتر کامبخش باشند اما  همگی در جنبه های منفی خود کمتر از هرا ویرانگر هستند بنابراین به ویژه برای  زن هرا مهم است که دشواریهای مهار کردن کهن الگو را درک کند زیرا هرا میتواند  نیرویی الزام آور باشد. 

هویت یابی با هرا 

برای یک زن زندگی کردن همانند هرا همان یکی پنداشتن خود با نقش همسری  است. اینکه این نقش برای زن فراهم آورنده ی معنا و رضایت خواهد بود یا به درد و  خشم خواهد انجامید به کیفیت ازدواج و وفاداری مرد بستگی دارد. 

هنگامی که کشش غریزی زن هرا برآورده نشده به دست آوردن یک مرد دل  مشغولی عمده ی او و برخوردار نبودن از یک همسر سرچشمه ی اصلی اندوه وی  است. هنگامی که در جستجوی همسر است اغلب درگیر مدرسه یا کار است  دوستانی دارد و به جاهایی میرود - در حالی که تمام مدت امیدوار است که شوهری  پیدا کند. 

پیدا کند. 

زن هرا اغلب به محض ازدواج زندگی خود را محدود میکند و با نقش خود و علایق  همسرش تطبیق مییابد. اگر همسر او در حال به پایان رساندن دانشکده به حمایت  اقتصادی او نیاز داشته باشد او به سر کار خواهد رفت اگر شوهر وی یک همسر  تمام وقت بخواهد زن هرا کارش را تعطیل خواهد کرد یا تحصیلاتش را ناتمام خواهد  گذاشت. در صورتی که خودش هم شاغل باشد اگر همسرش بخواهد جابجا شود او  نیز حاضر به نقل مکان خواهد بود. او اغلب دوستیهای پیش از ازدواج و علایقی را  که پیش از دیدار با همسرش داشت حفظ نمی کند. 

مردی که با زن هرا ازدواج میکند ممکن است دریابد که بعد از عروسی او دیگر  زنی نیست که با وی ازدواج کرده بود. او پیش از اینکه خودش را برای متناسب بودن  با نقش همسری محدود کند علایق بیشتری داشت حتی شاید رابطه ی جنسی او  پیش از ازدواج بسیار بهتر بوده است تغییر در تمایلات جنسی غیر معمول نیست  و موعد آن ممکن است برای شب عروسی تعیین شود. هنگامی که زن هرا ازدواج  می کند تأثیر همه ی الهه های دیگر ممکن است به طور چشمگیری کاهش یابد.  همچنین زن هرا بعد از ازدواج شکوفا میشود. عروس تابناک تبدیل به همسری  شادمان میشود. اگر شوهر او زئوس فداکاری باشد که به او عشق می ورزد، ازدواج  به طور عمیق و معناداری محور زندگی او خواهد بود جنبه های دیگر الهه اگرچه  همواره نسبت به نقش او به عنوان همسر در درجه ی دوم قرار دارند ممکن است  بروز یابند. 

اینکه زن هرا فعالیتهای خود را بعد از ازدواج محدود کند و نقش خود را به همسر  بودن منحصر نماید یا خیر به قدرت کهن الگو اینکه چقدر رویه های دیگر شخصیت  زن پیش از ازدواج خوب پرورش یافته بوده اند و به حمایت یا فقدان حمایتی که  شوهر او برای رشد کردن فراتر از هرا به او میبخشد بستگی دارد. شوهران انحصارگر  و حسود که از همسرانشان انتظار دارند تا با نیازهای آنان تطبیق یابند برای تنزل  دادن یک زن به اینکه تنها هرا باشد هماهنگ با کهن الگوی هرا عمل میکنند. 

 

۵
از ۵
۲ مشارکت کننده

جستجو در مقالات

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید