در اولین مقاله از سری مقالات شناخت انواع زنان بر اساس روایت خانم شینودا بولن که انواع کهن الگوهای مردانه و زنانه را بر اساس روانشناسی تحلیلی یونگی معرفی می کند ، برآنیم که کهن الگوی دیمیتر مبتنی بر کتاب شناخت انواع زنان از انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی بررسی کنیم .
دیمیتر کهن الگوی مادری است. او نمایانگر غریزه ی مادری است که از طریق بارداری یا از طریق فراهم کردن تغذیه ی بدنی روانی یا معنوی برای دیگران ارضا میشود. این کهن الگوی نیرومند میتواند مسیری را که زندگی یک زن در پیش خواهد گرفت تحمیل کند میتواند در زندگی او تأثیر مهمی بر دیگران داشته باشد و در صورتی که نیاز او برای پرورش دادن پذیرفته نشده یا عقیم بماند میتواند او را برای افسردگی مستعد نماید.
کهن الگوی مادر توسط دیمیتر بر کوههای المپ بازنمایی شد که مهم ترین نقشهای او به عنوان مادر پرسه فونه و فراهم آورنده ی خوراک به عنوان الهه ی بذر و تغذیه ی معنوی اسرار التوسیسی بودند. اگرچه الهه های دیگر هرا و آفرودیت نیز مادر بودند مهمترین رابطه ی دیمیتر با دخترش بود او پرورش دهنده ترین الهه نیز بود.
زنی که از کهن الگوی نیرومند دیمیتر برخوردار است آرزو دارد که مادر شود. و یکبار که مادر شد آن را نقشی ارضا کننده مییابد. هنگامی که دیمیتر نیرومندترین کهن الگو در روان زن است مادر بودن مهمترین نقش و با اهمیت ترین عمل در زندگی اوست. تصویر مادر و فرزند که غالباً در هنر غربی در قالب حضرت مریم و کودک بازنمایی شد مطابق یک تصویر درونی است که به طور عمیق او را متأثر می کند.
کهن الگوی مادر زنان را برای پرورش دادن دیگران بخشنده و دهنده بودن و یافتن خشنودی و رضایت به عنوان یک سرپرست و مهیا کننده بر می انگیزد. بنابراین جنبه ی پرورش دهنده ی کهن الگوی دیمیتر میتواند از طریق حرفه های امدادگرانه آموزش پرستاری مشاوره در هر شغلی که در آن یاری دادن به دیگران بخشی از نقش اوست و در هر رابطه ای که او بتواند فردی پرورش دهنده باشد ابراز بشود. این کهن الگو تنها به مادر بودن محدود نمی شود.
غریزه ی مادری
در سطح زیست شناختی دیمیتر نمایانگر غریزه ی مادری است - تمایل به باردار شدن و داشتن نوزاد که برخی زنان از زمانی که میتواند بیاد آورند آرزو داشته اند تا آن را تحقق بخشند.
کهن الگوی دیمیتر نیرویی الزام آور برای باردار شدن است زن ممکن است به طور کامل آگاه باشد که این غریزه چقدر نیرومند است و ممکن است بتواند تصمیم بگیرد در چه موقع به این خواسته ی عمیق تحقق بخشد اما اگر به طور ناهشیار توسط دیمیتر برانگیخته شود ممکن است به طور تصادفی خود را باردار بیابد. پس از اینکه او از یک حاملگی برنامه ریزی نشده با خبر میشود آنچه روی میدهد نشان میدهد که این کهن الگو در یک زن به خصوص چقدر نیرومند است. هنگامی که سقط جنین به وضوح بارزترین و مؤثرترین راه کار است زنی که مانند دیمیتر نیست میتواند ترتیب سقط جنین را بدهد و پس از آن احساس رهایی کند و از همان موقع بسیار مراقب خواهد بود تا هرگز بار دیگر به طور اتفاقی باردار نشود. در مقابل هنگامی که دیمیتر نفوذ نیرومندی دارد ممکن است سقط جنین کاملاً به نفع زن باشد اما ممکن است خودش برای انجام آن ناتوان باشد، سقط جنین با دستور عمیق درونی او برای بچه دار شدن در تضاد قرار میگیرد. در نتیجه او ممکن است به جای انجام سقط جنین بچه دار شود و به این ترتیب جریان زندگی خود را به طور کامل تغییر دهد.
اگر تصمیم به سقط جنین بگیرد در طی فرایند تصمیم گیری و بعد از آن و نیز از روند آن احساس تعارض و پریشانی خواهد کرد او به جای رهایی احساس اندوه خواهد کرد یا آمیزه ای از این احساسات را خواهد داشت. سرانجام، ممکن است به نظر برسد که چنین زنی با تحمل کردن این همه ناشادمانی تضمین خواهد کرد که این اتفاق بار دیگر روی ندهد اما اغلب خلاف آن صادق است - او چرخه های بارداری پریشانی سقط جنین و افسردگی را تحمل میکند زیرا کشش برای باردار شدن که یکبار عقیم ماند این بار حتی نیرومندتر میشود.
غریزه ی مادری دیمیتر به مادر زیستی بودن یا اینکه تنها فرزندان خودش را پرورش دهد، محدود نمیشود مادر رضاعی یا پرستار بچه بودن به بسیاری زنان اجازه میدهد تا پس از اینکه فرزندان خودشان رشد کرده یا از آنها دور شدند به ابراز کردن عشق مادری ادامه دهند خود الهه این نقش را در مورد دموفون ایفا نمود. امیلی اپل گیت (۳۳۱) یک زن سن دیه گویی که به عنوان یک مادر رضاعی استثنایی به رسمیت شناخته شده است این جنبه ی دیمیتر را مجسم میکند (۳) او از نوزادان مکزیکی که آنقدر دچار سوء تغذیه یا بیمار هستند که بقای آنها تهدید میشود مراقبت میکند آنها را به خانه اش میبرد تا جزئی از خانواده ی خودش بشوند که متشکل از سه پسر و یک دختر خوانده هستند. او با عنوان «مادر سگوندا (۳۳۲)» - مادر دوم توصیف میشود. اپل گیت و نیز دبی بلت (۳۳۳) های مشهور که کودکان معلول را از چندین نژاد به فرزندی پذیرفته اند - از غریزه ی مادری فراوان و توانایی تربیت و پرورش رشد و بالندگی که ویژه ی دیمیتر است برخوردارند.
خوراک دادن به دیگران مایه ی خشنودی دیگری برای زن دیمیتر است. او پرستاری از فرزند خودش را بسیار خشنود کننده مییابد. فراهم کردن غذای مفصل برای خانواده و مهمانان برای او لذت بخش است. اگر آنها از غذی او لذت ببرند با حرارت این احساس که مادر خوبی است به آرامی گرم میشود به جای اینکه شاید همانند آتنا احساسی همچون یک سرآشپز خوراک شناس داشته باشد اگر در یک اداره کار میکند از سرو کردن قهوه برای دیگران لذت میبرد در تضادی آشکار با زن آرتمیس که از انجام چنین کاری احساس خواری کرده و از آن خودداری میکند مگر اینکه مردها نیز به نوبه خود این کار را انجام دهند .
دیمیتر در مقام الهه ی بذر بشر را به توانایی کشت محصولات مجهز کرد و عهده دار باروری طبیعت بود به همین نحو زنانی که برای کاشتن غذای خودشان پختن نان کنسرو کردن میوه ها و سهیم کردن دیگران در بخشش و سخاوتشان به روستا نقل مکان میکنند جنبه ی مادر طبیعت دیمیتر را ابراز میکنند.
پافشاری مادرانه صفت دیگر دیمیتر است. چنین مادرانی هنگامی که پای رفاه و خوشی فرزندانشان در میان است از تسلیم شدن سرباز می زنند. بسیاری از کلاسهای آموزش استثنایی برای کودکان معلول به این دلیل وجود دارند که یک مادر دیمیتر برای به دست آوردن آنچه فرزندش بدان نیاز داشت مبارزه کرده است. مادران آرژانتینی پسران و دختران گمشده نیز که توسط پلیس ایالت ربوده شدند در پافشاری خود مانند دیمیتر بودند آنها که مادرز دی لاپلازا دی مایو (۳۳۴) مادران میدان ماهمه نامیده میشدند از تسلیم شدن در برابر از دست دادن فرزندانشان خودداری کرده و به اعتراض علیه دیکتاتوری ادامه دادند اگرچه انجام این کار خطرناک بود سرسختی بردباری و استقامت ویژگیهای دیمیتر هستند که همان طور که زئوس با پشیمانی کشف کرد ممکن است به واقع یک مرد قدرتمند یا یک موسسه را تحت نفوذ درآورد.
دیمیتر در اسطوره شناسی خود بخشنده ترین الهه بود او به بشر کشاورزی و محصولات را بخشید یاری کرد تا دموفون بزرگ شود و میخواست او را نامیرا نماید و اسرار النوسیسی را فراهم کرد این جلوه های بخشندگی همگی در زنان دیمیتر یافت میشوند. برخی از آنها به طور طبیعی خوراک ملموس و مراقبت بدنی و برخی حمایت عاطفی و روان شناختی فراهم میکنند در حالی که بقیه خوراک معنوی میبخشند بسیاری از رهبران مذهبی مشهور زن از ویژگی های دیمیتر برخوردار بوده اند و پیروانشان آنها را به عنوان چهره هایی مادرانه درک کرده اند دریافت کننده ی مقدس جایزه ی صلح نوبل مادر ترزا (۳۳۵) از کلکته ماری بیکر ادی (۳۳۶)، که علوم دینی مسیحیت را بنیان نهاد و نیز از زنی که رهبر معنوی اشرام آئوروبیند و (۳۳۷) در هند است به سادگی با عنوان «مادر» سخن به میان آورده شده است.
این سه سطح بخشندگی نظیر آن چیزی است که زنان دیمیتر به فرزندان خودشان نیز می بخشند. نخست فرزندان آنها برای مراقبت از نیازهای بدنی شان به مادران خود وابسته هستند. سپس برای درک شدن و حمایت عاطفی به مادرانشان توجه میکنند و سرانجام هنگامی که با اندوه و ناامیدی دست و پنجه نرم میکنند یا در پی یافتن معنایی در زندگی هستند ممکن است انتظار نوعی دانایی معنوی را از مادران خود داشته باشند.
مادر اندوهگین آسیب پذیری نسبت به افسردگی
هنگامی که کهن الگوی دیمیتر نیرویی قدرتمند است و زن نمیتواند به آن تحقق بخشد ممکن است از نوعی افسردگی لانه ی خالی و پوچی خاص رنج ببرد. ممکن است زنی که آرزو میکند بچه دار شود نازا باشد یا ممکن است کودک بمیرد یا خانه را رها کند یا کار او به عنوان جانشین مادر ممکن است به پایان برسد شاید مشتری ها یا شاگردانش را از دست بدهد. آنگاه زن دیمیتر به جای اینکه بر کسانی که آنها را مسئول این وضعیت میداند خشم گیرد یا به طور فعال به آنها حمله کند شیوه ی واکنش نشان دادن هرا تمایل دارد در افسردگی فرو رود. او اندوهگین میشود و زندگیش پوچ و خالی از معنا احساس میشود.
دکتر پولین پارت (۳۳۸) استاد جامعه شناسی دانشگاه ایلینویز مقاله ای درباره ی زنان دیمیتر افسرده با عنوان شکایت مادر پورت نوی (۳۳۹) نوشت (۴) بارت گزارشهای مربوط به بیش از پانصد زن بین سنین چهل تا چهل و نه سال را که برای نخستین بار بستری شده بودند مطالعه کرد. او دریافت مادرانی که به طور افراطی پرورش دهنده بودند در حالی که بیش از حد درگیر فرزندان خود بوده و نقش مادری خود را از دست داده بودند بیشتر از بقیه افسرده بودند.
این زنان پیش از بیماریشان ابر مادرانی بودند که در تاریخچه ی خود فداکاری های بسیاری در مورد فرزندانشان انجام داده بودند نقل قولهای این زنان افسرده سرمایه گذاری عاطفی آنها را برای تامین زندگی دیگران و پوچی و خلایی را آشکار نمود که آنها هنگامی که فرزندانشان رهایشان کردند احساس نمودند. یکی از این زنان گفت «طبیعی است که به عنوان یک مادر از اینکه بگذارید دخترتان خانه را ترک کند بیزارید منظورم این است که در آنجا جای او خالی بود دیگری اظهار کرد «من از آن زنهای پر انرژی بودم خانواده و خانه ای بزرگ داشتم دخترم می گفت «مادرم هشت پرس غذا تقسیم نمیکرد او ده پرس غذا تقسیم میکرد. همه ی این زنان در پاسخ به این پرسش که بیش از همه به چه چیز افتخار می کردند پاسخ دادند به فرزندانم هیچ یک از آنها به هیچ هنر دیگری از خودش اشاره نکرد هنگامی که آنها نقش مادری خودشان را از دست دادند زندگی معنای خود را از دست داد.
هنگامی که زنی در اواخر میان سالی خود به این خاطر که فرزندان بزرگسالش از نظر عاطفی یا فیزیکی از او دور هستند افسرده خشمگین و دلسرد میشود به یک دیمیتر اندوهگین تبدیل میشود او به خاطر احساس فقدان و از دست دادن آزار میبیند و علایق خود را محدود میکند رشد روان شناختی او متوقف میشود. او که تحت تصرف جنبه ی اندوهگین کهن الگوی دیمیتر واقع شده است به طور عملی از زنان رنج کشیده ی مشابه غیر قابل تشخیص است چنین بیماران افسرده نشانه هایی را بروز میدهند که بسیار همانند هستند حالات افسرده گونه ی مربوط به چهره شان نحوه ی نشستن ایستادن راه رفتن و آه کشیدن نحوه ای که درد خود را ابراز میکنند و دیگران را وادار میکنند که احساس دفاعی بودن خشم و درماندگی کنند.
هنگامی که دیمیتر اندوهگین از عمل کردن باز ایستاد هیچ چیز رشد نکرد و قحطی نوع بشر را به نابودی تهدید نمود به همین نحو جنبه ی ویرانگر دیمیتر با مضایقه کردن آنچه دیگری نیاز دارد ابراز میشود بر خلاف هرا و آرتمیس که در هنگام خشم فعالانه ویرانگر هستند زن بسیار افسرده ای که به تازگی مادر شده و به وظیفه ی خود عمل نمیکند میتواند زندگی نوزاد خود را به مخاطره اندازد. کارکنان اتاق اورژانس یا متخصص اطفال ممکن است اختلال رشد کودکان را در نوزاد تشخیص دهند. وزن نوزاد بالا رفته بی توجه است ظاهر او ممکن است نحیف و لاغر باشد. هنگامی که مادر تماس عاطفی یا فیزیکی و نیز تغذیه ی مورد نیاز را از نوزاد خود مضایقه کند اختلال رشد کودکان اتفاق می افتد.
مادرانی که برای چند روز یا حتی دوره های طولانی تر از صحبت کردن با فرزندان نوزاد خود خودداری میکنند یا فرزندان کوچک خود را تنها میگذارند از طریق این نوع مضایقه داشتن آسیب روان شناختی به آنها وارد میکنند چنین مادرانی به طور معمول خودشان به طور جدی افسرده یا خصومت آمیز هستند.
نوع بسیار متداول تری نسبت به این اشکال افراطی مضایقه کردن در مادران دیمیتری دیده میشود که هنگامی که فرزندانشان از آنها بیشتر مستقل میشوند از تأیید آنها خودداری میکنند در حالی که افسردگی مادر در این شرایط کمتر مشهود است خودداری از تأیید نیز که کودک برای تقویت عزت نفس نیازمند آن است با افسردگی مربوط است. او خود مختاری فزاینده ی فرزند خود را همچون فقدانی عاطفی در خودش تجربه میکند او احساس میکند کمتر مورد نیاز بوده و طرد شده است و در نتیجه ممکن است افسرده و خشمگین شود.
هنگامی که زنان به طور جدی فکر میکنند که بچه دار شوند یا نه بدون اینکه متوجه باشند دیمیتر را پرورش میدهند و این کهن الگو را به فعالیت بیشتر فرا میخوانند هنگامی که این انتخاب را بررسی میکنند به زنان بارداری توجه میکنند که از قرار معلوم پیشتر نادیدنی بودند و اکنون همیشه حاضر به نظر میرسند آنها به نوزادان توجه میکنند افراد بچه دار را جستجو کرده و پیدا میکنند خود بچه ها را نیز مورد توجه قرار میدهند همه ی این فعالیتها چیزهایی است که زنان دیمیتر به طور طبیعی انجام میدهند زنان از طریق باردار تصور کردن خود و بچه دار شدن دیمیتر را پرورش میدهند. هنگامی که آنها به زنان باردار توجه میکنند از نوزادان نگهداری میکنند و تمام توجه خود را معطوف بچه ها میکنند ممکن است این کهن الگو در آنها برانگیخته شود اگر کهن الگو به آسانی قابل برانگیختن باشد تلاش برای محک زدن قدرت غریزه ی مادری میتواند آن را به ثمر برساند نه بر عکس
ممکن است زنی در پی آن باشد تا دنده را عوض کند و نسبت به کودک خاصی بیشتر مادری کند یا ممکن است بخواهد مورد عشق و محبت کودک خاصی واقع شود. کودک به سوی کهن الگوی درون زن کشیده میشود یا جزئی از منظومه ی او میشود او که توسط احساساتش نسبت به کودک برانگیخته شده تلاش خواهد کرد تا بردبارتر بوده یا به خاطر او سر سخت باشد. هنگامی که او مادر گونه تر به نظر می رسد و کوشش میکند تا چنین باشد کهن الگوی دیمیتر در درون او رشد میکند.
زن دیمیتر نخستین و بهترین مادر است. او در روابط خود پرورش دهنده و حمایت گر یاری کننده و بخشنده است. او اغلب بانوی بخشنده و مهربانی است که هر چه را مورد نیاز میبیند فراهم میکند سوپ جوجه آغوش حمایت گر پول برای کمک موقتی به یک دوست و دعوت دائمی برای نزد مادر به خانه بیایید.
زن دیمیتر اغلب هاله ای از مادر زمین پیرامون خود دارد او استوار و قابل اعتماد است. هنگامی که او با آمیزه ای از عمل گرایی و محبت و اشتیاق برای تحقق بخشیدن به آنچه باید انجام شود این سو و آن سو می رود دیگران او را «واقع بین» توصیف میکنند او به طور معمول بخشنده معطوف به دنیای بیرون نوع دوست و نسبت به افراد و اصول وفادار است تا جایی که دیگران ممکن است او را کله شق و سرسخت بدانند او عقاید نیرومندی دارد و هنگامی که پای کسی یا چیزی مهم در میان باشد به سختی از موضع خود تکان می خورد.
برخی دختر بچه ها به وضوح دیمیترهای نوپایی هستند - مادران کوچکی که نوزادهای عروسکی را در بازوان خود گهواره وار در آغوش میگیرند. هرای کوچک عروسک های باربی و کن (۳۴۰) را ترجیح میدهد و آتنای کوچک ممکن است مجموعه ای از عروسکهای تاریخی در یک جعبه ی شیشه ای داشته باشد دیمیتر کوچک دوست دارد از نوزادهای واقعی نیز نگهداری کند؛ در نه یا ده سالگی مشتاق است برای همسایه های خود به پرستاری بچه بپردازد.
اگر ابتدا به رابطه ی الهه دیمیتر با والدینش نگاه کنیم رابطه ای که زنان دیمیتر با والدین خود دارند بهتر میتواند درک شود. الهه دیمیتر دختر رئا و نوه ی گایا بود. گایا مادر زمین آغازین بود که از او به همراه خدای آسمان اورانوس که با او ازدواج کرد همه ی زندگی پدید آمد. همچنین رئا به عنوان الهه ی زمین نیز مشهور بود اگرچه پیش از همه به این که مادر نخستین نسل خدایان المپ است مشهور است. به عنوان الهه ی بذر دیمیتر تداوم بخش دودمان الهه های زن مربوط به باروری است. او همانندیهای دیگری نیز با مادر و مادر بزرگ خود دارد. به طور مثال هر سه آنها هنگامی که شوهرانشان فرزندانشان را آزار داد رنج کشیدند. همسر گایا هنگامی که فرزندانش متولد شدند آنها را در بدن گایا دفن کرد. شوهر رئا فرزندان تازه متولد شده اش را بلعید و شوهر دیمیتر اجازه داد دخترشان به جهان زیرین ربوده شود. هر سه پدر زیستی فقدان احساسات پدرانه را از خود نشان دادند.
این الهه های مادر به مدت سه نسل رنج کشیدند آنها که نسبت به شوهران خود قدرت کمتری داشتند قادر نبودند تا همسرانشان را از آزار دادن فرزندان خود باز دارند. اگرچه از پذیرفتن این بدرفتاریها سرباز زدند و تا زمانی که فرزندانشان آزاد شدند پافشاری کردند بر خلاف هرا که مهمترین پیوند او رابطه ی زن و شوهری بود نیرومندترین پیوند این الهه های مادر - زمین رابطه ی مادر و فرزندی بود.
هنگامی که زنان مادروار با مردانی که فاقد احساسات پدرانه هستند ازدواج میکنند زندگی واقعی همانند اسطوره ی دیمیتر است. در این شرایط دختر دیمیتر در حالی که با مادر خود بسیار احساس نزدیکی میکند و ارتباطی با پدر خود ندارد بزرگ میشود. اگر پدر فرزندان خود را رقیبان موفقی برای عاطفه ی همسرش تلقی کند - نگرش او نسبت به آنها ممکن است از بی علاقگی تا رقابت گری و رنجش یا حتی بدرفتاری نوسان داشته باشد در چنین خانواده ای عزت نفس دیمیتر کوچک آسیب میبیند و او نوعی نگرش قربانی بودن را در خود پرورش میدهد. یا ویژگیهای مادرانه ی دختر دیمیتر ممکن است به وارونگی نقش او با والدین نابالغ یا بی کفایتش بینجامد به محض اینکه او به اندازه ی کافی بزرگ شد ممکن است از والدین خود مراقبت کرده یا برای خواهر و برادرهای کوچک ترش جایگزین والدین خود شود.
در مقابل اگر دیمیتر کوچک پدری داشته باشد که مهربان بوده و او را تأیید میکند او در حالی که حمایت او را از خودش احساس میکند و آرزو میکند که خودش نیز مادر خوبی باشد بزرگ خواهد شد. او دید مثبتی نسبت به مردان داشته و چشم داشت مثبتی از یک شوهر خواهد داشت و آسیب پذیری کهن الگویی وی برای قربانی شدن به واسطه ی تجربه ی کودکی او افزایش نخواهد یافت.
در بلوغ هنگامی که کشش مادرانه ی کهن الگویی از سوی هورمونها تقویت می شود، امکانی زیستی برای داشتن نوزادی از آن خود فراهم میشود. آنگاه برخی دختران دیمیتر آرزو برای باردار شدن را آغاز میکنند اگر جنبه های دیگر زندگی او خالی باشند و خود او اندکی بیشتر از یک کودک غفلت شده باشد، دیمیتر جوان که به زور وارد رابطه ی جنسی شده و باردار میشود ممکن است از کودک استقبال نماید. دختر چهارده ساله ی بارداری در پناهگاه مادران ازدواج نکرده گفت «هنگامی که دیگر دختران هم سن من دوچرخه یا چیزهای دیگر میخواستند من همیشه نوزادی از آن خودم میخواستم از اینکه باردارم خوشحالم به هر حال بیشتر نوجوانان دیمیتر باردار نمیشوند به دلیل فقدان آرزوی عمیق هرا برای جزئی از یک زوج بودن یا نبود کششهای شهوانی آفرودیت دیمیتر برای داشتن تجربه ی جنسی زودهنگام برانگیخته نمی شود.
دیمیترهای بسیاری در جوانی ازدواج میکنند در خانواده های طبقه ی کارگر یک دختر ممکن است درست بعد از دبیرستان برای ازدواج تشویق شود. این فشار ممکن است با تمایلات دیمیتری خود دختر برای داشتن خانواده به جای تحصیلات یا شغل هماهنگ باشد.
اگر زن دیمیتر جوان ازدواج نکند و خانواده تشکیل ندهد سرکار یا دانشکده خواهد رفت در دانشکده او به احتمال دوره هایی را میگذراند که او را برای وارد شدن به یک حرفه ی امدادگرایانه آماده میکند زن دیمیتر به طور نوعی بلند پرواز و عقلانی نیست و برای کسب درجه رقابت نمیکند با این وجود اگر باهوش بوده و به کلاسهایش علاقمند باشد ممکن است به خوبی عمل کند مقام و منزلت اجتماعی که برای زن هرا از اهمیت برخوردار است برای دیمیتر ناچیز و بی اهمیت است. دوستان او اغلب از میان طیف نژادی و اجتماعی گسترده ای انتخاب میشوند. او برای اینکه یک دانشجوی خارجی ناراحت احساس راحتی کند برای کمک به دانش آموز معلول و برای کمک به وصله ی ناجور جمع خود را به دردسر می اندازد.
طبیعت مادرانه ی زن دیمیتر او را برای وارد شدن به حرفه های پرورش دهنده یا امدادگرانه مستعد مینماید. او به سوی مشاغلی کشیده میشود که از نظر سنتی زنانه در نظر گرفته میشوند مانند آموزگاری مددکاری اجتماعی یا پرستاری هنگامی که دیمیتر حضور دارد یاری کردن به مردم برای آنکه سالم و تندرست شده یا رشد نمایند یک انگیزه ی زیربنایی و مایه ی خشنودی است زنانی که روان درمانگر درمانگر جسمی درمانگر ،توانبخشی یا متخصص کودکان میشوند اغلب برخی تمایلات دیمیتر را در انتخاب حرفه ای خود بروز میدهند بسیاری زنان نیز که برای کار در کودکستان ها و مدارس ابتدایی داوطلب میشوند گرایشهای دیمیتر گونه ی خود را به کار می گمارند.
برخی زنان دیمیتر در سازمانها تبدیل به چهره های کلیدی میشوند و انرژی مادری خود را از آنها دریافت میکنند به طور نوعی زن دیمیتر در چنین شرایطی به طور شخصی تأثیرگذار است. او ممکن است در ذهن خود سازمان را مجسم کرده آن را بنیان نهاده انرژی قابل ملاحظه ای صرف آن نموده و خودش عهده دار موفقیت اولیه ی آن بوده باشد.
زنان دیمیتر که در جایگاه رهبری و مادر بنیانگذار قرار دارند ممکن است به چند دلیل در جست و جوی مشاوره برآیند سازمان ممکن است آن قدر مستلزم سعی و تلاش باشد که عملاً برای او هیچ وقت یا انرژی برای چیز دیگری باقی نگذارد. اگر هرا نیز حاضر باشد ممکن است آرزوهای شخصی او برای همسر بودن و داشتن کودکی از آن خود برآورده نشده بماند تعارضهایی در درون او و بین او و کسانی که بر آنها نظارت میکند رخ میدهد زیرا او شخصی با نفوذ است که توسط خودش و دیگران به عنوان چهره ای پرورش دهنده ملاحظه میشود به طور مثال برای او دشوار است یک کارمند بی کفایت را اخراج نموده یا با او برخورد کند زیرا برای آن شخص احساس تاسف کرده و به خاطر ایجاد درد و رنج احساس گناه میکند. به علاوه، کارمندها از او انتظار دارند که شخصاً مراقبشان باشد انتظاری که به طور معمول از سرپرستان مرد ندارند و هرگاه چنین نکند رنجیده خاطر و خشمگین می شوند.
زنان دیمیتر با زنان دیگر برای به دست آوردن مردها یا پیشرفت رقابت نمیکنند. هرگونه غبطه یا حسادت نسبت به زنان دیگر به بچه ها مربوط خواهد بود. زن دیمیتر فاقد فرزند به شیوه ای نامطلوب خود را با زنان همسن خود که مادر هستند مقایسه میکند. اگر نازا باشد ممکن است نسبت به کسانی که باردار میشوند احساس ناخوشایندی داشته باشد - به ویژه اگر آنها سقط جنین کرده باشند. بعدها در زندگی اگر فرزندان بزرگش دور از او زندگی کنند یا از نظر عاطفی سرد باشند به مادری که تماس بسیاری با فرزندان خود دارد غبطه خواهد خورد. علاوه بر این مرحله ی زندگی این غبطه ممکن است بعد از بیست و پنج سال این بار در مورد نوه ها از نو پدیدار شود.
زنان دیمیتر احساسات در همی درباره ی فمنیسم و جنبش زنان دارند. بسیاری از زنان دیمیتر از فمنیستها به خاطر کوچک شمردن نقش مادری خشمگین هستند آنها میخواهند تمام وقت مادر باشند و اکنون برای کار بیرون از خانه احساس فشار میکنند. از سوی دیگر زنان دیمیتر از بسیاری مقوله های مربوط به زنان با قدرت حمایت میکنند به طور مثال محافظت از کودکان در برابر سوء استفاده و بدرفتاری و فراهم کردن پناهگاه برای زنان در هم شکسته
به طور معمول زنان دیمیتر با زنان دیمیتر دیگر دوستیهای پروپاقرصی دارند. بسیاری از چنین دوستیهایی به زمانی بر میگردد که آنها با هم مادر شده بودند. بسیای از آنها برای حمایت عاطفی و نیز برای دریافت کمکهای ملموس بیشتر از شوهرانشان به دوستان زن خود تکیه میکنند به طور مثال زنی گفت «هنگامی که در بیمارستان بودم دوستم روث (۳۴۱) بچه ها را به خانه میبرد و به شوهرم جو (۳۴۲) هر شب... به مدت دو هفته شام میداد او به نه بچه چهار بچه ی خودش و پنچ بچه ی من و به سه بزرگسال غذا میداد... من هم همین کارها را برای او انجام داده ام. به طور نوعی این زن به جای اینکه از همسرش انتظار داشته باشد که در نبودش از خانه و بچه ها مراقبت کند توافقاتی را برای کمک گرفتن صورت داد. در خانواده ها مادران و دخترانی که همگی زنان دیمیتر هستند ممکن است به مدت چندین نسل نزدیک به هم باقی بمانند این خانواده ها یک قالب مادر سالارانه ی مشخص دارند و زنان در خانواده خیلی بیشتر از شوهرانشان از آنچه در این خانواده ی گسترده جریان دارد با خبرند.
همسالان نیز ممکن است از این الگوی مادر و دختر نسخه برداری کنند. زن دیمیتر ممکن است برای دوست پرسه فونه ی خود که بی تجربه و دو دل است نقش مادری دیمیتر را ایفا کند یا اگر هر دو زنان دیمیتری باشند که با پرسه فونه نیز ویژگیهای مشترکی دارند ممکن است به نوبت برای یکدیگر مادری کنند و اوقات دیگر هر دو میتوانند دیمیتر باشند در جزئیات زندگی یکدیگر همراه شوند و درباره ی خوشی ها و دشواری هایشان گفتگو کنند و یکبار دیگر ممکن است هر دو پرسه فونه های بازیگوش و خندان باشند.
زوج های هم جنس باز گاهی با الگوی دیمیتر و پرسه فونه متناسب هستند که در آن سعادت دیمیتر به سلامت رابطه با یک معشوق جوانتر یا نابالغ تر بستگی دارد. مادامی که آنها با هم هستند زن دیمیتر احساس پربار بودن و باروری میکند. کار و خلاقیت او در نتیجه ی بودن با زنی که برای او همچون یک الهه است رونق می یابد. اگر نگران از دست دادن پرسه فونه ی خود باشد ممکن است سعی کند تا او را به انحصار خود درآورد. او ممکن است وابستگی و انحصارگری را در خود پرورش دهد که عاقبت به رابطه آسیب می رساند.
در هر حال زن پرسه فونه یک شخصیت جوان نامتمایز است همه چیز درباره ی او سازمان نیافته و نامعلوم است. او زنی پذیرا با ویژگیهای زنانه است که ترجیح جنسی او ممکن است مانند باقی مسائل وی انعطاف پذیر باشد. به طور مثال حتی اگر در یک رابطه ی هم جنس گرایانه باشد ممکن است به سوی مردان نیز کشیده شود. اگر زن پرسه فونه هنگامی که علاقه اش به جنس مخالف در واکنش به توجه مردان آشکار میشود معشوق دیمیتر خود را رها کند زن دیمیتر احساس میکند که انگار خود اسطوره از نو به نمایش درآمده است. پرسه فونه ی او به نحو غیر منتظره ای توسط هادس ربوده شده است و این فقدان برای او ویرانگر است.
زن دیمیتر مجذوب مردانی میشود که با زنان مادرگونه احساس پیوستگی میکنند. یک زن دیمیتر واقعی انتخاب کننده نیست. او به نیازی که مرد به او دارد پاسخ میدهد و حتی ممکن است به این دلیل با یک مرد رابطه داشته باشد که برای او احساس تاسف میکند زنان دیمیتر انتظار چندانی از مردان ندارند و بیشتر اوقات احساس میکنند که مردان فقط پسربچه اند.
یک تیپ زوج متداول که در آن زن دیمیتر است با الگوی مادر کبیری جور است که با یک معشوق پسر جفت شده است. این رابطه ی مادر و پسری کهن الگویی به اختلاف در سنین تقویمی اشاره ندارد اگر چه ممکن است مرد جوان تر باشد او به طور معمول مرد با استعداد و حساسی است که احساس میکند کسانی که به استثنایی بودن او بهایی نمیدهند آن طور که مادرش به آن بها میدهد و کسانی که بر بی مسئولیتی او چشم پوشی نخواهند کرد در حالی که مادر چشم پوشی میکند قدر او را ندانسته یا او را به خوبی درک نکرده اند. او بیش از اینکه یک مرد باشد یک پسر نابالغ خودبین و خودخواه است که احساس استثنایی بودن میکند. زن دیمیتر با ارزیابی او از خودش موافق است و بارها از رفتار او نسبت خودش که دیگران آن را خودخواهانه و ناشی از بی فکری در نظر میگیرند چشم پوشی میکند. تا آنجا که به او مربوط است دنیا با پسرش نامهربان است دنیا باید مثل او استثنایی برایش قائل شود. بی قیدی پسر اغلب او را آزار داده و خشمگین میکند - اما اگر پسر بعد به او بگوید که چقدر قدردان اوست یا اینکه او در زندگیش تنها کسی است که به واقع از وی مراقبت میکند همه چیز دوباره بخشیده میشود.
به سان مادر پسر خوش قیافه ای در شگفت از این که چگونه توانسته چنین خدای جوانی به دنیا آورد زن دیمیتری نیز که نقش مادر کبیر را برای پسر - معشوق خود بازی میکند ممکن است از ظاهر یا استعداد او در حیرت باشد و همان طور که یک زن دیمیتر یکبار به من گفت ممکن است بگوید او همچون مجسمه ی داوود میکل آنژ به نظرم آمد خوشحال بودم که از او مراقبت میکنم. من او را لوس بار آوردم. او به جای اینکه این جمله را با تلخی بگوید با افتخار گفت : ویژگیهای مادرانه ی زن دیمیتر و دشواریهایش در نه گفتن او را نسبت به سوء استفاده شدن توسط یک فرد ضد اجتماعی (۳۴۳)، یک نوع مرد دیگر که اغلب در رابطه با زنان دیمیتر یافت میشود آسیب پذیر میکند رابطه ی دیمیتر و فرد ضد اجتماعی ممکن است در ظاهر به رابطه ی مادر کبیر و پسر - معشوق شبیه باشد. و مقداری همپوشی بین این دو رابطه وجود دارد اما پسر - معشوق از توانایی عشق ورزیدن وفادار بودن یا نادم بودن برخوردار است فرد ضد اجتماعی فاقد این قابلیت هاست و همین موضوع تفاوت بسیار مهمی را بین این دو نوع رابطه ایجاد میکند فرد ضد اجتماعی بر اساس این فرض عمل میکند که نیازهایش او را مستحق دریافت کردن میکند او قادر به قدردانی کردن یا برخوردار بودن از صمیمیت عاطفی نیست نگرش او این پرسش را مطرح میکند به تازگی برای من چه کرده ای؟ او گشاده دستی یا فداکاریهای گذشته ی زن دیمیتر و نیز رفتار استثمارگرانه ی گذشته ی خود را فراموش میکند او درباره ی نیازهای خود اغراق میکند و این نیازمندی پاسخ دیمیتر بخشنده را فرا میخواند - رابطه با یک فرد ضد اجتماعی ممکن است زندگی عاطفی زن دیمیتر را برای سالها درگیر نموده و او را از نظر مالی تحلیل برد.
جفت دیگری که ویژه ی دیمیتر است مردی است که خواهان دختری است درست مانند دختری که با بابای محبوب سالخورده ازدواج کرد همچون ادیپ کوچک - که شاید همان موقع منتظر فرصت بوده است او پسر بچه ی چهار یا پنج سالهای بوده که میخواسته با مادرش ازدواج کند.
اکنون او مرد بالغی است در جستجوی زن مادر واری که مادر خوبی برای او باشد. او از آن زن میخواهد پرورش دهنده گرم و با محبت ،پذیرا و مراقبت کننده باشد مراقب شام و نهارش باشد لباسهایش را بخرد و از آنها مواظبت کند مطمئن باشد که او در صورت لزوم نزد دکتر و دندانپزشک برود و زندگی اجتماعی او را سامان دهد.
از میان همه ی مردانی که مجذوب ویژگیهای دیمیتر میشوند، «مرد خانواده» تنها مردی است که خودش نیز بالغ و بخشنده است. آرزوی داشتن یک خانواده این مرد را به شدت بر می انگیزد او در زن دیمیتر شریکی را میبیند که در رویای او همراه میشود. این نوع مرد علاوه بر اینکه برای فرزندانشان بابای خوبی است مراقب او نیز هست. اگر زن دیمیتر برای نه گفتن به افرادی که از نهاد خوب دیمیتر گونه ی او سوء استفاده خواهند کرد با دشواری مواجه است این مرد میتواند به او کمک کند تا مراقب خودش باشد.
همچنین مرد خانواده به او کمک میکند خودش را از طریق به دنیا آوردن بچه شکوفا کند. سه نوع مرد دیگر با ایده ی بچه دار شدن تهدید میشوند و در صورتی که او باردار شود ممکن است برای سقط جنین پافشاری کنند این پافشاری او را در بحران مادری قرار خواهد داد خواه مرد نپذیرد که او مادر شود یا با مادر بودن او مخالف باشد. انتخاب او را وادار میکند همچون مادری احساس کند که به او حق انتخاب ناشدنی قربانی کردن یکی از دو فرزندش داده شده است.
هنگامی که دیمیتر نیرومندترین عنصر الهه ای در شخصیت زن است، تمایلات جنسی به طور معمول برای او چندان مهم نیستند دیمیتر به طور معمول کشش جنسی نیرومندی ندارد. او اغلب زنی گرم و مهربان با ویژگیهای زنانه است که درست به محض نوازش شدن عشق بازی خواهد کرد او به جای اینکه یک زن شهوانی باشد زنی بغلی» است. بسیاری از زنان دیمیتر نگرشی زاهد مابانه نسبت به رابطه ی جنسی دارند. رابطه ی جنسی برای آنها به منظور تولید مثل است نه برای لذت برخی زنان دیمیتر رابطه ی جنسی را چیزی میدانند که یک همسر در بافت بخشیدن و پرورش دادن برای همسر خود فراهم میکند . او آنچه را که شوهرش نیاز دارد فراهم میکند. بسیاری زنان دیمیتر یک راز گناه آمیز را برای خودشان حفظ میکنند برای آنها شهوانی ترین عمل بدنی شیر دادن از سینه به نوزادانشان است نه عشق بازی با شوهرانشان .
ازدواج آن طور که برای زن هرا فی نفسه یک اولویت برجسته است برای زن دیمیتر چنین نیست بیشتر زنان دیمیتر بیش از هر چیز به منظور بچه داشتن خواهان ازدواج هستند. زن دیمیتر به ازدواج به عنوان یک گام ضروری و ساده نگاه میکند که راه را برای فرزندان و بهترین شرایطی که در آن میتوان بچه داشت هموار میکند مگر اینکه آفرودیت یا هرا را به عنوان کهن الگوهای فعال داشته باشد.
زن دیمیتر نیاز عمیقی به مادر زیستی بودن احساس میکند. او میخواهد کودک خودش را به دنیا آورده و از او پرستاری کند. او ممکن است یک مادر رضاعی مادرخوانده یا نامادری با محبت نیز باشد اما اگر هم نتواند کودکی از آن خودش داشته باشد این آرزوی عمیق برآورده نشده خواهد ماند و او احساس بی ارزشی خواهد کرد. در مقابل بسیاری زنان آرتمیس یا آتنا در همان دم از طریق ازدواج کردن با مردی که صاحب فرزندانی است یک خانواده ی آماده را به ارث میبرند زنان دیمیتر همواره خود را مادران خوبی میپندارند که به بهترین منافع فرزندانشان می اندیشند. به هر حال به نظر میرسد زنان دیمیتر از لحاظ تأثیری که بر فرزندانشان دارند میتوانند به طرز فوق العاده ای مادرانی توانا و یا مادرانی بد و بسیار ویرانگر باشند.
هنگامی که فرزندان بزرگسال زن دیمیتر از او میرنجند احساسات او به طور عمیقی جریحه دار شده و سردرگم میشود نمیتواند بفهمد چرا فرزندانش آن قدر بد با او رفتار میکنند در حالی که مادران دیگر فرزندانی دارند که به آنها عشق ورزیده و قدر آنها را میدانند و همچنین نمیتواند درک کند که شاید در دشواری های فرزندانش دست داشته است. او تنها از مقاصد مثبت خود آگاه است نه از عناصر منفی که رابطه ای او را با فرزندانش مسموم کرده است.
اینکه یک مادر دیمیتر تأثیر مثبتی بر فرزندانش داشته باشد و به طور مثبت توسط آنها نگریسته شود یا خیر به این بستگی دارد که آیا پیش از ربایش» یا «پس از آن مانند الهه دیمیتر بوده است یا خیر پیش از ربوده شدن پرسه فونه هنگامی که پرسه فونه در مرغزار بازی میکرد و مشغول فعالیت بود دیمیتر اطمینان داشت که همه چیز مرتب است. پس از ربوده شدن پرسه فونه دیمیتر افسرده و خشمگین بود؛ او کوه های المپ را رها کرد و از عمل کردن بازایستاد
مرحله ی «پیش در زندگی واقعی صورتهای بسیاری به خود میگیرد. هنگامی که آخرین فرزند زنی خانه را ترک میکند و او با یک لانه ی خالی روبه رو میشود و بعد احساس میکند که انگار احساس معنی دار بودن او «ربوده شده است» مرحله ی پیش برای او زندگی خانوادگی دوستانه و صمیمانه ای است که به مدت تقریباً بیست و پنج سال طول کشیده است. برای زنی که دخترش او را تحریک میکند تا خودش با مردی زندگی کند که مادرش او را یک هادس رباینده تصور میکند مرحله ی پیش از ربوده شدن زمانی بود که دختر او امتدادی از خودش به نظر می رسید و با او در ارزشها و امیدهای مشترکی برای آینده همراه بود.
برخی مادران دیمیتر همواره میترسند که مبادا اتفاق بدی برای فرزندانشان رخ دهد. این مادران ممکن است طوری رفتار کنند که انگار از زمانی که کودک متولد می شود احتمال نوعی آدم ربایی را پیش بینی میکنند در پی آن استقلال کودک را محدود کرده و او را از ایجاد روابط با دیگران دلسرد میکنند در بطن اضطرابی که آنها را بر می انگیزد تا به این شیوه رفتار کنند نوعی بیم از دست دادن عاطفه ی کودک وجود دارد.
شرایط نیز میتوانند عهده دار فعال نمودن جنبه ی منفی دیمیتر باشند. زنی به یاد می آورد که به مدت شش سال پس از اینکه خودش متولد شد گویی در پرتوی رحمت الهی زندگی میکرد دنیا امن و مادر بودن برای او کامبخش و مفرح بود. سپس رویدادی اتفاق افتاد که به اندازه ی پدیدار شدن هادس از روزنه ای در دل زمین پریشان کننده و ناگهانی بود یک بعد از ظهر مادر دخترش را که تحت مراقبت پرستار بچه بود به حال خود رها کرد دختر پرسه وار به سمت خانه ی همسایه رفت و مورد تجاوز جنسی واقع شد. پس از آن کودک ترسان و مضطرب شد کابوس می دیدید و در کنار مردها - حتی پدرش بیمناک و نگران بود.
مادر خشمگین بود غصه میخورد و از اینکه برای جلوگیری از حادثه آنجا نبوده است احساس گناه میکرد پیش از حادثه او بخشنده با اعتماد و در شیوه ی مادری کردن خود تا حدی غیر جدی بود. او پس از آن احساس گناه و مسئولیت میکرد به خود اطمینان نداشت و از اینکه دوباره اتفاق بدی ممکن بود رخ دهد احساس اضطراب میکرد او بیش از حد بر فرزند خود نظارت داشته و از او محافظت میکرد. گونه (۳۴۴) مایه ی سرگرمی و لذت او بود مفهوم او از زندگی در یک دنیای امن و احساس او از اعتماد به نفس
مادر دیمیتر ممکن است برای هر رویدادی که تأثیر زیان آوری بر فرزندش دارد احساس گناه کند تا زمانی که قدری بینش نسبت به انتظارات غیر واقع بینانه اش درباره ی اینکه باید مادری تمام عیار باشد به دست نیاورد از خودش انتظار دارد که دانای کل و قادر مطلق بوده و قادر به پیش بینی رویدادها و محافظت از فرزندانش از هر نوع درد و رنج باشد.
زن دیمیتر که قصد دارد از فرزندانش محافظت کند ممکن است بیش از حد بر آنها نظارت کند. او دور و بر هر حرکتی میپلکد به خاطر کودکی پا در میانی میکند و هنگامی که کوچکترین احتمال آزار و اذیتی وجود داشته باشد زمام امور را به دست میگیرد. در نتیجه کودک برای سر و کار داشتن با مردم و مشکلات به مادر خود وابسته میماند.
گاهی اوقات فرزندان مادر دیمیتر کنترل کننده برای همیشه نزدیک به او باقی می مانند بند ناف روان شناختی هنوز کاملاً دست نخورده است. آنها تحت سیطره ی شخصیت مادر خود تا بزرگسالی کاملاً دخترهای کوچک مادر یا پسرهای مامان باقی میمانند. برخی از این فرزندان ممکن است هرگز ازدواج نکنند و هنگامی که ازدواج میکنند اغلب پیوندهای فرزندی قوی تری را نسبت به پیوندهای ازدواج حفظ میکنند به طور مثال پسر یک زن دیمیتر برای ترساندن همسر خود که خواسته هایش همیشه در حاشیه واقع میشوند ممکن است چشم انتظار اشاره یا ندای مادر خود باشد یا ممکن است دختر دیمیتر هرگز موافقت نکند تا با شوهرش به تعطیلاتی طولانی برود زیرا نمیتواند مادرش را برای مدتی طولانی رها کند.
برخی از فرزندان مادر دیمیتری که بسیار کنترل کننده است در تلاش برای در دست گرفتن زندگی خودشان ممکن است از مادران خود جدا شده و از آنها دور بمانند و فاصله ی جغرافیایی و عاطفی را میان خودشان و آنها ایجاد نمایند. آنها اغلب هنگامی چنین میکنند که مادر به طور ناهشیار کوشیده است تا در آنها احساس مدیون بودن گناه یا وابستگی ایجاد کند.
دیگر الگوی منفی مادر برای زنان دیمیتر مادری است که نمیتواند به فرزندانش نه بگوید. او خود را مادری فداکار مهربان و فراهم آورنده میداند که میبخشد و می بخشد. این مادر از آغاز طفولیت کودکانش خواهان این است که آنها هر چه میخواهند داشته باشند. اگر آن چیز خیلی گران تر از آن باشد که بتواند تهیه کند یا برای به دست آوردن آن فداکاری خواهد کرد یا دچار احساس گناه خواهند شد.
علاوه بر این او در محدودیت قائل شدن برای رفتار فرزندانش شکست میخورد. او از دوره ی نوپایی به بعد تسلیم نیازهای فرزندانش میشود و خودخواهی آنها را تقویت میکند در نتیجه فرزندان او در حالی بزرگ میشوند که احساس میکنند سزاوار ملاحظه ی ویژه ای هستند و برای سازگار شدن ناآماده اند. مشکلات رفتاری آنها در مدرسه طغیان میکنند و کشمکشهای آنها با مرجع قدرت در اشتغال آنها اختلال ایجاد میکنند چنین مادری در تلاش خود برای اینکه مادر خوبی باشد و همه چیز را فراهم آورد میتواند به متضاد خود تبدیل شود.
سالهای میانی
دوره ی میان سالی برای زنان دیمیتر زمان با اهمیتی است دل مشغله ی زنی که بچه ندارد این است که فرصت زیستی برای باردار شدن رو به اتمام است. زنان دیمیتر متاهل موضوع بچه دار شدن را با همسران بی میل خود در میان میگذارند و اگر مشکلاتی مربوط به نطفه يا سقط جنين غير عمدی وجود داشته باشد با متخصصان باروری ملاقات میکنند. موضوع فرزند خواندگی نیز ممکن است در نظر گرفته شود. و زنان ازدواج نکرده به اینکه مادرانی مجرد بشوند می اندیشند.
حتی اگر زن دیمیتر فرزندانی داشته باشد دوران میانسالی او همچنان حساس است هر چند ممکن است از اهمیت این سالها در شکل دادن بقیه ی زندگیش ناآگاه باشد. فرزندان او رشد میکنند و هر گامی که آنها به سوی استقلال بر میدارند توانایی او را برای رها شدن از وابستگی آنها به خودش محک می زند. او نیز اکنون ممکن است کششی برای داشتن نوزادی در اواخر عمر داشته باشد. زنی در میانه ی بحران میانسالی به دیدن من آمد فرزندان او به مدرسه میرفتند و اگر میخواست فراتر از دیمیتر رشد کند اکنون در سن چهل سالگی برای او فرصتی بود تا خودش به تحصیل بازگردد.
او دریافت از اینکه در تحصیلات دوره ی بعد از لیسانس شکست بخورد وحشت زده است و آن کودک دیگر تنها بهانه ای بود که خود او برای ثبت نام نکردن می پذیرفت. بعد از آن او توانست آرزوی داشتن نوزاد دیگر را از ترس از اینکه به عنوان یک دانشجو شکست بخورد مجزا کند و توانست بر کند و کاو این علاقه تمرکز نماید. همان طور که بعداً اتفاق افتاد او به دانشکده ی دوره بعد از لیسانس رفت در رشته ای که دوست داشت تحصیل کرد و اکنون یک آموزگار برجسته است.
مادر بنیانگذار یک سازمان در میان سالی خود هنگامی که سازمان به اندازه ی کافی بزرگ میشود تا دیگران به موقعیت و قدرت او طمع ورزند ممکن است با یک بحران روبه رو شود مدیران جاه طلب ممکن است سازمانی را که او متولد کرده و در طی سالهای اولیه اش پرورش داده است از او بربایند مگر اینکه او از ذهن راهبرد
گرای آتنا برخوردار بوده و بتواند به خوبی اصول سیاسی را به کار اندازد. فقدان او را در بحر دیمیتر خشمگین و اندوهگین غوطه ور خواهد کرد.
حتی اگر هیچ کشمکشی برای قدرت وجود نداشته باشد یا او این بحران را سپری کند اکنون مسائل شخصی برای او و برای همه ی زنان دیمیتری که انرژی مادری خود را صرف کارشان نموده اند رخ میدهد. اکنون زمان در نظر گرفتن چیزی است که در زندگی او مفقود است و چیزی که میتواند برای تحقق بخشیدن به خودش آن را انجام دهد.
زنان دیمیتر در سالهای پایانی عمرشان اغلب در دو طبقه قرار میگیرند. بسیاری از آنها این مرحله ی زندگی را بسیار پاداش دهنده مییابند. آنها مثل همیشه - زنانی فعال و پر مشغله هستند که از زندگی چیزها آموخته اند و به خاطر خردمندی واقع بینانه و بخشندگیشان مورد قدردانی دیگران قرار میگیرند. آنها زنان دیمیتری هستند که آموخته اند مردم را به خود وابسته نکنند یا اجازه ندهند که از آنها سوء استفاده نمایند. در عوض این زنان استقلال و احترام دو سویه را پرورش داده اند. فرزندان نوه ها مشتریان دانش آموزان یا بیماران که از نسلهای متفاوتی هستند ممکن است به او عشق ورزیده و احترام بگذارند او مانند الهه دیمیتر است در پایان اسطوره اش که موهبتهایش را به نوع بشر عطا کرد و بسیار زیاد مورد احترام بود. برای زن دیمیتر که خودش را یک قربانی در نظر میگیرد تقدیر وارونه ای رخ می دهد. سرچشمه ی ناشادمانی او به طور معمول از ناامیدی ها و انتظارات تحقق نیافته ی میان سالی ناشی میشود اکنون چنین زنی که خود را با دیمیتری سوگوار خیانت دیده و خشمگین که در معبد خود نشست و اجازه نداد هیچ چیز رشد کند یکسان می پندارد با سالهای پایانی عمر خود جز اینکه پیرتر و تلخ تر شود هیچ نمی کند.